مقاله مشترک با دانشجویان محترم حمیده شفیعی و سعیده آقایی

چکیده

اندیشمندان و مفسران در بررسی قرآن کریم به ویژه در مطالعه آیاتی که با موضوعات علوم تجربی نسبتی دارند، رویکردهای متفاوتی برگزیده اند، برخی بر این باورند که هر علمی از علوم بشری را می توان در قرآن جستجو کرد، از سوی دیگر برخی مخالفان معتقدند قرآن هیچگونه رسالتی در حوزه‌ی علوم تجربی ندارد. در مقابل این دو طیف عده ای راه میانه را در پیش گرفته و با تخطئه دو دیدگاه قبلی یافته های قطعی علوم جدید را در قرآن کریم پذیرفته اند و آن را نشانه ای از اعجاز علمی این کتاب جامع بشری دانسته اند. از جمله باورمندان به این نظریه آیت الله جوادی آملی می باشند که با تصریح به این مطلب بر وثاقت این اندیشه افزوده اند. ایشان ضمن اشاره تلویحی به چنین اعجازی در قرآن کریم با بهره گیری از دلایل عقلی همچون دینی بودن همه علوم، جامعیت و جاودانگی قرآن و دلایل نقلی نظیر نوآوری قرآن در برخی مطالب علمی و تصریح ائمه اطهار علیهم‌السلام، به اثبات نظریه خویش پرداخته و آن را از پیرایه های عصر علم زده امروز مبرا دانسته اند. چنانکه پیرامون نسبت دادن هر دستاورد ظنّی علمی به قرآن هشدار می دهند. در این پژوهش سعی بر این است تا با بهره گیری از روش توصیفی- تحلیلی، به بررسی آرای آیت الله جوادی آملی پیرامون اعجاز علمی قرآن کریم که منطبق با یافته های علمی روز است، پرداخته شود.

کلید واژه ها: قرآن، علوم تجربی، اعجاز علمی، آیت الله جوادی آملی.

مقدمه

محتوای قرآن کریم، به عنوان آخرین معجزه ی پیامبر اکرم (ص) از ابعاد مختلف مورد توجه قرار گرفته است. اعجاز علمی یکی از این ابعاد است این جنبه از اعجاز در ابتدای نزول و حتی قرن ها پس از نزول کلام وحی، توسط علم کشف نشده بود. شاید بتوان گفت پایین بودن سطح دانش بشری موجب نوعی سطحی نگری و دور ماندن از درک عمق مطالب گردیده بود. اما به واسطه پیشرفت علوم تا حدودی توانسته اند به برخی از این مطالب دست یابند. برخی اندیشه تعامل بین قرآن و علوم تجربی را به قرن دوم نسبت می دهند اما برخی نظریه پردازان معاصر چون آیت الله جوادی آملی به صورت ضمنی آن را در گفتار امامان بزرگوار علیهم السلام جستجو می کنند. چنان که در آثار خویش به کلام ایشان در این باره تمسک می جوید و به فراخور مطلب علمی مورد نظر به آنها استناد می جوید. وجود مطالب علمی در قرآن موجب اثبات فرابشری بودن قرآن در بعد دیگری می گردد و این نیز می تواند زمینه ای باشد برای معرفت بیشتر بشر به خالق خود. هم چنین در عصر حاضر به دلیل پیشرفت های علمی این جنبه از اعجاز بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. لذا توجه به نظریات علمای معاصر از جمله آیت الله جوادی آملی که تاکنون مورد بررسی قرار نگرفته، در این زمینه ضرورت پیدا می کند.

با این وجود آنچه اکنون مطرح می باشد این است که آیا می توان آيات قرآنى را با كشفيات و نظريات علمى كه پس از نزول قرآن پيدا شده است، تطبيق بدهيم؟ ملاک و معیار پذیرش در این زمینه چیست؟ آیا مفسران و صاحبان خرد جمعی به ویژه آیت الله جوادی آملی به عنوان یکی از نظریه پردازان عصر کنونی وجود چنین اعجازی را در قرآن کریم می پذیرند؟ دلایل و بایسته های ایشان در این مورد چیست؟

جهت دستیابی به این دست از مجهولات ذهنی به بررسی دیدگاه و دلایل آیت الله جوادی آملی در گفتار پیش رو می پردازیم.

1- مفهوم شناسی

«اعجاز» مصدر ثلاثی مزید از ریشه« عَجز» است. عجز در لغت یعنی از عهده کار بر نیامدن، که در مقابل « قدر» که به معنای « توانستن» می باشد، آمده است. وقتی گفته می شود« اعجزه الأمر» یعنی آن کار، او را ناتوان ساخت و نتوانست آن را انجام دهد. ( راغب اصفهانی، 1383، 2/552-553) هر چند معانی دیگری برای این ریشه ذکر شده که هر یک مصداق و مورد یا کاربرد خاصی از همین معناست.( ابن منظور، 1414ق، 5/369) برخی می گویند: «عجز» به معنای پایان یک شیء است.( ابن فارس، 1404ق، 4/234) چنانکه این واژه در قرآن به معنای لغوی اش به کار رفته است مانند آیه: إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ ريحاً صَرْصَراً في‏ يَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِر تَنْزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ مُنْقَعِر (قمر/19-20) كه‏ مردم را از جا مى‏كند گويى تنه‏هاى نخلى بودند كه ريشه‏كن شده بودند. پس چگونه بود عذاب من و هشدارها[ى من‏]؟

اعجاز در اصطلاح دینی و کلامی یعنی کسی که ادعای نبوت می کند باید برای اثبات نبوت و حقانیت خود عملی را انجام دهد که انجام آن به طور عادی از طریق علل و عوامل ظاهری از توان بشر خارج است. یعنی خرق عادت کند و طرف مقابل هم از آوردن مثل آن عاجز باشد، ضمن این که شاهدی بر صدق ادعای آنان نیز می باشد. انجام آن عمل خارق العاده را« اعجاز» و آن پدیده غیر عادی را نیز که نتیجه اعجاز است را « معجزه» می نامند. (خویی، بی تا، 33) آیت الله جوادی در تعریف اعجاز چنین بیانی دارند و می فرمایند: به كار ويژه و خارق العاده‏اي گفته مي‏شود كه تنها فرستادگان الهي توان انجام آن را دارند و بشر عادي حتّي اگر تمام قواي خود را بكار گيرد، از آوردن مثل آن عاجز و ناتوان است. ( جوادی آملی، قرآن در قرآن، 1388، 89)  بنابراین اعجاز گواهی بر اثبات صدق مدعی نبوت و نشانگر ضعف و ناتوانی دیگران از آوردن مانند آن است هر چند ( معاندان و مخالفان) تمام قوا و نیروی خود را در این جهت متمرکز کنند.

مراد از علم در این مبحث، علوم تجربى است، يعنى علومى كه با شيوه امتحان و تجربه (آزمايش و خطا) درستى و يا نادرستى نظريه‏ها و قوانين حاكم بر طبيعت را بررسى مى‏كند.پس تفسير علمى، همان توضيح دادن آيات قرآن، به وسيله علوم تجربى است (رضایی اصفهانی، 1386، 22 )

با بررسی معنای هرکدام از واژه ها می توان گفت؛که مقصود از اعجاز علمى‏ قرآن آن است كه آياتى در قرآن وجود دارد كه در آن نوعى رازگويى علمى وجود دارد. يعنى مطلبى علمى را كه كسى قبل از نزول آيه از آن اطلاع نداشته، بيان مى‏كند، و مدّت‏ها بعد از نزول آيه آن مطلب علمى توسط دانشمندان علوم تجربى كشف مى‏شود، و اين مطلب علمى بطورى است كه با وسايل عادى كه در اختيار بشر عصر نزول بوده، قابل اكتساب نباشد . (همان، 85)

 

2-  دیدگاه هایمطرح پیرامون اعجاز علمی

به طور کلی در زمینه وجود اعجاز علمی در قرآن سه دیدگاه وجود دارد که به صورت مختصر بدانها اشاره می کنیم:

دیدگاه اوّل: همه علوم بشری در قرآن وجود دارد: حامیان این دیدگاه با توسل به دلایل نقلی به گونه ای افراط گرایانه تلاش می کنند به زعم خویش در جهت پاسداری از قرآن آیات وحی را با دستاوردهای علوم تجربی منطبق سازند.  ابو حامد غزالی در « احیاء العلوم» و « جواهر القرآن»، طنطاوی جوهری در « الجواهر فی تفسیر القرآن» و ... از باورمندان سرسخت این دیدگاهند. این گروه از این اندیشمندان و مفسران در عرصه تفسیر علمی بی محابا با انگیزهای دفاع و یا ... با نوعی افراط در پیوند آیات الهی با پیشرفت های علمی دست زدند.

روش این عده از سوی دانشمندان و مفسران واقع بین اسلامی مورد تخطيه قرار گرفت. چنانکه در نکوهش اشخاصی نظیر طنطاوی چنین گفته اند: وی به دلیل آنکه در زمانه ای که می زیست علوم غربی، تازه به مصر راه یافته و فرهنگ اروپایی بر افکار مسلمانان سیطره پیدا کرده بود و او به گمان خود، برای آنکه مسلمانان را از فریفتگی در برابر فرهنگ غرب باز دارد، در اثری تفسیری خویش بسیار کوشید تا بسیاری از مسایل علمی را با آیات قرآن تطبیق دهد.( مصباح یزدی، معارف قرآن، 226-227)

دیدگاه دوم: قرآن فقط کتاب هدایت و دین است و برای بیان مسائل علوم تجربی نیامده است. از متقدمین ابو اسحاق شاطبی و از متأخرین عایشه بنت الشاطی طرفداران چنین دیدگاهی هستند. بنت الشاطی می گوید: برخی در عصر حاضر آیاتی از قرآن را متناسب با موضوعاتی چون اکتشاف اتم، قانون جاذبه، گردش زمین، قوانین هندسه و ... را مورد تأویل و تفسیر قرار داده اند که نه در عصر بعثت و صدر اسلام به اندیشه هیچ عربی خطور کرده، و نه چنان بوده است که کسی از صحابه، شمه هایی از آنها را در یافته و از قرآن برداشت کرده باشند ... ( عبد الر حمان، 1376، 92-93)

دیدگاه سوم: دیدگاه اعتدال؛ بدین معنا که علوم بشری در ظواهر قرآن وجود ندارد و هدف اصلی قرآن نیز هدایت گری و ایصال انسان به سوی کمال مطلوب الهی است. و از طرفی دیگر قرآن کریم دعوت به تفکر و علم می کند چنانکه به گونه ای استطرادی و عرضی به برخی علوم و مطالب علمی اشاره می کند که بیانگر اعجاز علمی در قران است.( رضایی اصفهانی، 1386، 38-39)

آیت الله جوادی آملی نیز با پذیرش اعجاز علمی در قرآن در ردیف دسته سوم اند. اساس کلام ایشان بر این است که تمام علوم از دین نشات گرفته اند و هیچ علمی غیر اسلامی نیست. «علم اگر علم باشد؛ نه وهم و خيال و فرضيه محض، هرگز غيراسلامي نمي‏شود. علمي كه اوراق كتاب تكوين الهي را ورق مي‏زند و پرده از اسرار و رموز آن برمي‏دارد به ناچار اسلامي و ديني است و معنا ندارد كه آن را به ديني و غيرديني تقسيم كنيم».

حقيقت آن است كه اسلامي كردن علوم به معناي رفع عيب و نقص حاكم بر علوم تجربي رايج است و اينكه علوم طبيعي را هماهنگ و سازگار با ديگر منابع معرفتي ببينيم؛ نه آنكه اساس علوم رايج را ويران كرده و محتواي كاملاً جديدي را در شاخه‏هاي مختلف علوم انتظار بكشيم.( جوادی آملی، منزلت عقل در هندسه معرفت ديني، 1389، 142) حال با توجه به اینکه قرآن، کتاب مقدس دینی است و طبق این بیان ایشان که منشا علم، دین است می توان گفت که اندیشه وجود اعجاز علمی در قرآن فکر خام و بیهوده ای نیست. و در سایه چنین تفکری می توان دلایل ذیل را برای وجود چنین اعجازی در قرآن برشمرد.

 

3- ادله آیت الله جوادی آملی پیرامون اعجاز علمی

1-3 تصریحات ائمه به اعجاز علمی قرآن و روش تفسیر نقلی آیت الله جوادی آملی

يكي از بهترين و لازمترين راههاي شناخت قرآن، تفسير آن به سنت معصومين (عليهم‏السلام) است. زیرا سنت معصومين، يكي از منابع علم تفسير و اصول بررسي و تحقيق براي دستيابي به معارف قرآني است. عترت طاهرين (عليهم‏السلام) بر اساس حديث متواتر ثقلين همتاي قرآن بوده، تمسك به يكي از آن دو بدون ديگري مساوي با ترك هر دو ثقل است و براي دستيابي به دين كامل اعتصام به هر كدام بايد همراه با تمسك به ديگري باشد.( جوادی آملی، تفسیرتسنيم، 1388، 1/ 132) آیت الله جوادی آملی نیز از این روش در جای جای آثار خویش استفاده کرده اند و با استناد به احادیث اهل بیت پیامبر(ص) مطالبشان را مستحکم تر ساخته اند.

پیرامون مباحث علمی، ائمه اطهار اشاراتی فرموده اند که این دلیلی بر وجود اعجاز علمی قرآن است؛ چنان که درباره ی حرکت زمین تصریحاتی نموده اند در حالي كه اين بیانات تقريباً يك‏ هزار سال قبل از «كپرنيك» صورت گرفته است؛(جوادی آملی، وحي و نبوت در قرآن،1388، 351) همانطور که در دعا آمده است: «وبسط الأرض علي الهواء» )مجلسی، 1403، 94/ 142) حضرت اميرالمؤمنين(عليه‌السلام) نيز مي‏فرمايد: «وأرساها علي قرار... و رفعها بغير دعائم ... وَ عَدَّلَ حَرَكَاتِهَا بِالرَّاسِيَاتِ مِنْ جَلَامِيدِهَا وَ ذَوَاتِ الشَّنَاخِيبِ الشُّمِ‏ مِنْ صَيَاخِيدِهَا فَسَكَنَتْ مِنَ الْمَيَدَانِ‏ لِرُسُوبِ الْجِبَالِ فِي قِطَعِ أَدِيمِهَا» ( نهج البلاغه، خطبه 211، ص132) حضرت امام جعفر صادق(عليه‌السلام) فرمود: «إنّ الأشياء تدل علي حدوثها من دَوران الفلك بما فيه وهي سبعة أفلاك وتحرّك الأرض ... » )مجلسی، 1403، 94/ 142)

گرچه ائمه اطهار علیه السلام در علوم قابل دستيابي و مستقلات عقلي نيز استعداد بشر را شكوفا كرده‏اند: «يثيروا لهم دفائن العقول»(نهج البلاغه، خطبه 1، ص24) در واقع محور تعليم آنان پرده برداشتن از غيب و نوآوري علمي و معرفتي براي بشر است. قرآن كريم با تعبير دقيق (ما لم تكونوا تعلمون) به همين نكته اشاره دارد؛ زيرا اين جمله به معناي «آنچه نمي‏دانستيد» نيست، بلكه به معناي «شما آن نبوديد كه از راههاي عادي آنها را بدانيد» است؛ (جوادی آملی، تفسیر تسنیم، 1388، 1/49) چنانكه خداوند به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، با همه استعداد ويژه‏اي كه داشت، مي‏فرمايد: (وَ أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَ كانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظيماً (نساء / 113) يعني خداوند به تو معارفي آموخت كه از راههاي متعارف توان فرا گيري آن را نداشتي و از اين رو اين ويژگي قرآن كريم اختصاص به دوران انحطاط علم ندارد، بلكه همواره و تا ابد، قرآن معلّم علومي است كه بشر را به آن راهي نيست.(همان) بنابراین ائمه اطهار علیهم السلام به عنوان مفسران و حاملان صادق قرآن کریم،با توجه به اشراف بیشتری که نسبت به معارف کلام وحی دارند. هر جا از نکات علمی سخنی به میان آورده اند دلیلی بر اعجاز علمی قرآن است که بعد از قرن ها در اثر پیشرفت های علمی، انسان ها به آن دست یافته اند.

ماحصل سخن اینکه؛ استناد آیت الله جوادی آملی به تصریحات ائمه معصومین (ع) پیرامون نکات علمی موجود در قرآن، دال بر پذیرش اعجاز علمی در قرآن کریم است.

2-3 جامعیت قرآنو پاسخ به نیازهای روز

خداي سبحان قرآن كريم را «تبيان» همه چيز مي‏داند؛ (وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى‏ لِلْمُسْلِمينَ (نحل/89) که می توان از آن به جامعیت قرآن یاد کرد. آیت الله جوادی آملی در تعریف جامعیت می فرمایند: «هر چيزي كه در سيادت و سعادت انسانها نقش مؤثري دارد، در اين كتاب الهي بيان شده است و اگر كاري سبب فراهم ساختن سعادت بشر است، قرآن بدان فرمان داده است و اگر ارتكاب عملي مايه فرومايگي و شقاوت بشر مي‏شود، پرهيز از آن به صورت دستوري بايسته در آن آمده باشد».

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در بیان آنچه خداوند از میان پیامبران، فقط به وی داده است می فرماید: «اوتیت جوامع الکلم» (ابن بایویه، 1413، 1/ 241)

اگر قرآن تا روز قيامت، جواب‏گوي جامعه‏هاي بشري است باید در همه فنون دانش و اخلاق و اعتقادات و اقتصاد و جامعه شناسي و... اسوه باشد؛ زيرا توجه به نيازهاي معرفتي و حاجت‏هاي جهان‏بيني، موجب بي‏نيازي از عنايت به حاجت‏هاي ضروري و لازم روز مانند سياست و اقتصاد و جامعه‏شناسي و... نيست.( جوادی آملی، وحي و نبوت در قرآن 1388، 342) طبق این بیان، اگر مفسر گرانقدر تسنیم اسوه بودن این کتاب آسمانی را برای همه ی موضوعات پذیرفته اند؛ بایستی شاهدی بر ادعای خود عرضه نمایند. ادله بعدی در واقع موید این مطلب است که مباحث علمی نیز قرآن در مطرح است هر چند هدف اصلی نبوده است. بنابراین می توان گفت که این کتاب بایستی در حیطه علوم تجربی سخنانی اعجاز آمیز داشته باشد تا بر اثر پیشرفت های علمی بتوان نکات ظریف آن را بیان کرد چون این پیشرفت ها موجب طرح سوال های جدیدی می گردد.

3-3 شكوفايي قرآن با زمان و جاودانگی آن

ویژگی دیگری که قرآن برای خود ذکر کرده جاودانگی آن در همه اعصار می باشد. بدین معنا که بر نامه حیات بخشی است که تا پايان جهان مادّي و برپايي قيامت، هدايتگر بشر خواهد بود. ( جوادی آملی، قرآن در قرآنْ ، 1388، 277) وَ أُوحِىَ إِلىَ‏َّ هَذَا الْقُرْءَانُ لِأُنذِرَكُم بِهِ وَ مَن بَلَغ )انعام / 19)

پيشرفت علم و نياز انسان به معارف عميق موجب مي‏شود که استعدادي ويژه و برتر، براي طرح مسائل نو، پديد آيد؛ مسائلي كه در زمان‏هاي پيشين مطرح نبوده است و اکنون به مقتضاي جاودانگی قرآن بايد به آن پاسخ داده شود: (وَ آتاكُمْ مِنْ كُلِّ ما سَأَلْتُمُوه‏( ؛ (ابراهیم / 34) پس ناچار قرآن كه تنها مرجع هميشگي مردم است، بايد بر آورده‌كننده همه نيازها و مشكلات بشر باشد و به هر پرسش جديد، پاسخي نو بدهد. ( جوادی آملی، همتايي قرآن و اهل بيت (عليهم السلام)، 1389، 123)

عمده ترین دلایلی که اقتضای جاودانگی قرآن ایجاب می کند، تا نکات علمی در آن باشد به شرح ذیل است:

الف) چون مخاطبان قرآن تنها منحصر در معاصران و مخاطبان نزول قرآن نیست، بلکه همه مردم در همه زمان ها و مکان ها مخاطب آن هستند؛ بنابراین، هرچند اشارات علمی قرآن بیشتر در سوره های مکی است و مخاطبان ابتدایی آن مشرکان مکه هستند که از تمدن و علم و دانش بهره ای نداشتن، جایز است قرآن در سطحی فراتر از درک و دانش مردم زمان نزول خود سخن گفته باشد؛ چه بسا مدلول واقعی آیه ای در زمان های بعد بهتر دانسته شود و اعجاز آن مدت ها بعد ثابت شود؛ بنابراین تحدی قرآن عام و برای هرکسی در هر زمانی و در جهاتی گوناگون است.(طباطبایی، 1417، 1/62) در تایید این مطلب روايتي از امام رضا(عليه‌السلام) نقل شده که از قول پدرشان امام موسي کاظم (علیه السلام)فرموده‌اند: مردي از امام صادق(عليه‌السلام) پرسيد: چگونه است كه هر چه قرآن بيشتر بررسي مي‏شود، تازگي آن افزايش مي‏يابد؟ حضرت در پاسخ فرمود: زيرا خدا قرآن را براي زماني خاصّ و مردمي بخصوص نازل نفرموده است، پس قرآن در هر زمان جديد و تا روز قيامت براي هر قوم و گروهي تازه است. ( جوادی آملی، همتايي قرآن و اهل بيت (عليهم السلام)، 1389، 124)

«لأنّ الله لم ينزله لزمان دون زمان و لا لناس دون ناس، فهو في كلّ زمان جديد و عند كلّ قوم غضّ إلي يوم القيامة».( ابن بابویه، 1378ق، 2/87)

ب) کتاب الهي چون چشمه‏اي جوشان و جويباري پر آب است كه هر روز آب تازه از آن مي‏جوشد و همه موجودات جهان هستي، در پی آنند تا معارف ناپيدايش را آشكار گردانند، و برای نیازهای خود پاسخی یابند. جمع ميان پرسش مستمر و پاسخ متصل در اين آيه آمده است: (يسئله من في السموات و الأرض كلّ يوم هو في شأن). (الرحمن/ 29) جامعه ی بشری نیز در مواجه با قرآن كريم چنين است كه، با ارائه هر پرسش جديد، پاسخي نو مي‏خواهد و در اين صورت، از چشمه‏سار كوثر قرآن، مطلب تازه‏اي مي‏جوشد كه پيش از آن مطرح نبوده است.

بنابراین ویژگی جاودانگی قرآن می طلبد که در تمام دوران ها پاسخ گوی نیازهای هدایتی انسان ها در درجه نخست باشد و در کنار آن به تناسب پیشرفت های بشری در عرصه علوم تجربی سخنی برای گفتن داشته باشد.

4-3نو آوری قرآن در برخی مطالب علمی

دلیل دیگری که آیت الله جوادی آملی برای وجود اعجاز علمی در قرآن ذکر کرده اند این است که؛ «قرآن در قلمروهاي مختلف شاخه‏هاي علوم، سخناني در حد اعجاز بيان كرده است». وی  علومی مانند: زوجيت عمومي و تطوّرات جنين و اثرات جوّ زمين و باران و رعد و برق و.... را به عنوان اعجاز علمی قرآن بر می شمرند. دلایل ایشان بر این ادعا، چنین است که:

الف) برهان عقلي از ادلّه شرع است، نه در قبال آن.

ب) وحي، متمّم و مكمّل عقل است و در بخش قابل توجهي نيز مبتكر و نوآور است. در توضیح این مطلب می توان گفت این است که: عقل به کمک وحی می تواند به کمال واقعی دست یابد و چون وحی در مرتبه بالاتر از عقل قرار دارد در برخی موارد به نکته هایی اشاره می کند که ابوابی از علم را برای بر هان های عقلی می گشاید.

ج) آنچه ميسور بشر است كه با احساس و تجربه يا ابزار رياضي يا برتر از آن با وسايل حكمت و كلام آن را بفهمد، وحي الهي نسبت به آن‏ها صِبغه تكميل و تتميم و تصحيح دارد، و آنچه مقدور بشر نيست كه از راه‏هاي ياد شده به آن دسترسي پيدا كند مانند بخش وسيعي از اسماي حسناي الهي و... که وحي الهي نسبت به آن‏ها مؤسّس خوبي است و آن‏ها را به‏صورت‏هاي گونه‏گون تشريح مي‏كند.

د) مسأله حر‍‍كت زمين و نظاير آن، در رديف قسم اول است. لذا، وحي الهي نسبت به آن صراحت و تكرار و پي‏گيري و اصرار و مانند آن را لازم ندانست. ( جوادی آملی، وحي و نبوت در قرآن، 1388 ، 353) بنابراین می توان چنین استنباط کرد که این اشارات بسان مهملی برای اوج گرفتن علوم تجربی و عقلی برای کشف نا دانستنی هاست.

بي‏شك قرآن، بسياري از فنون و دانش‏ها را به روشني بيان مي‏كند و بسياري ديگر را كه جامعه و  عرصه عصر نزول، آمادگی ادراك آن‏ها نداشت با رمز و كنايه و اشاره خاطرنشان

كرده است. در عصر پس از نزول قرآن، به فراخور حال مخاطبان و شكوفايي زمان و فرهنگ، به تدريج رازها گشوده، و رمزها باز شد و اشاره‏ها به حقيقت نشست. (همان، 343)

5-3 اشاره تلویحی و ضمنی به برخی علوم در قرآن

قرآن کتاب هدایت و انسان سازی است. ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فيهِ هُدىً لِلْمُتَّقين‏ )بقره/ 2) و با هدف رساندن آنان به کمال و سعادت ابدی نازل گشته است. و برای تحقق چنین هدفی از تمام امکانات و مواهب الهی بهره می گیرد و چنین است که انسان ها را دعوت به تفکر و علم آموزی در قرآن می کند. أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ‏ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها (محمد /24) أَ فَلا تَعْقِلُون‏ )بقره / 74 و 76) به دلیل آن كه علوم غير ديني وجود ندارد و همه علوم ديني است؛ (جوادی آملی، نسيم انديشه دفتر اول 1388،167) که «گاهي صدر و ساقه چيزي در متونِ مقدس مطرح مي‏شود، و زماني فقط برخي از آن‏ها بازگو مي‏شود و مَبادي تصديقي آن را روايت معتبر ارايه مي‏كند، و گاهي نيز مبادي تصديقي آن را درايت عقلي تأمين مي‏كند. آنچه درباره اشتمال متون مقدس بر فنون تجربي و تاريخي و...، ارايه شد از اين قبيل است كه اصل مطلب را متن ديني دربر دارد؛ ولي بسياري از مبادي تصديقي آن را احساس و تجربه طبيعي يا منطق رياضي يا منطق تجريدي و مانند آن تأمين مي‏كند».( جوادی آملی، وحي و نبوت در قرآن، 1388، 343) به عبارت دیگر قرآن كريم بالهايي را در اختيار اين علوم قرار مي‏دهد تا در جهت بالا به پرواز در آيند و انسان دريابد كه چه كسي و براي چه، اين علل و عوامل را آفريده است؛ (هو الاَوّلُ و الاخر) (حدید / 3)

 لذا برخی از مثال ها و مطالب علمی صحیح و حق را بیان می کند. که هدف از آن آموزش علوم نیست و همه علوم بالفعل  هم در این کتاب مقدس ذکر نگردیده است بلکه اشارات، در این زمینه استطرادی و عرضی است برای دست یابی به کمال ابدی.(رضایی اصفهانی، 1386، 39)

6-3 هم سو بودن قرآن و علم

قرآن کریم با ندای أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ‏ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها ( محمد/24) بشر خاکی را مورد خطاب قرار داده و او را به خاطر عدم بهره مندی از حجت درونی اش مذمت و سرزنش می کند زیرا اسلام، دين علم و عقل است و هرچه را با اين دو هماهنگ و نزدشان ارزشمند باشد، تحليل و از آن حمايت و انسانها را بدان تشويق مي‌كند و هر چه را در تزاحم با علم و عقل باشد و آن دو به آن بها ندهند، تحريم مي‌كند و انسانها را از آن برحذر مي‌دارد؛ و چون ميخواري با علم و عقل هماهنگ نيست، ( جوادی آملی، تفسیر تسنيم، 1388، 11/ 58) اسلام ميگساري را حرام و آن را در حدّ بت‌پرستي دانسته است: مدمن الخمر كعابد وثن. ) کلینی، 1429ق، 12/699)

به این ترتیب می توان گفت؛ علوم تجربي به موضوعات احكام باز مي‏گردد. چون علوم تجربي يا خود واجب اند يا مقدمه واجب، و قرآن كريم و اسلام هم بيشترِ اين علوم را طرح كرده‏اند ( جوادی آملی، نسيم انديشه دفتر اول، 1388،167) با توجه به هم سو بودن قرآن و علم می توان گفت؛ اگر منعی در احکام به ویژه خوردنی و نوشیدنی ها بیان شده، علوم تجربی حکمت و دلایل علمی آن را بیش از پیش آشکار ساخته و بدین طریق جنبه دیگری از اعجاز قرآن را اثبات کرده است. زیرا این کتاب وحیانی 14 قرن پیش مطالبی را در نظر گرفته و حکم صادر کرده است که اکنون به برخی زوایای آن پی می برند. به عنوان نمونه زيانهاي شراب در دوران جاهليت چندان مشخص نبوده؛ ولي امروزه مطالب فراواني در اين زمينه ارائه و ابعاد گوناگون آن بررسي شده است. صاحب نظران علوم پزشكي، جامعه شناسان، عالمان علم اخلاق و فرزانگان جامعه هر يك زيانهاي فردي و اجتماعي و جسمي و روحي شراب را برشمرده‌اند.( جوادی آملی، تفسیر تسنيم، 1388،11/ 59)

لازم به ذکر است كه قرآن با توجه به هدف نزول، كتاب انسان‏سازى است و تمامى مطالب آن در راستاى رشد و تعالى و تربيت و تكامل اوست، اما اشاراتى گذرا بر مسائل علمى و اسرار وجود و كائنات و هستى دارد كه نشان از اعجاز علمى قرآن است.

مسائل علمى كه قرآن بر آنها اشاره نموده است، امورى بوده است كه در صدر اسلام، راهى براى شناخت آنها نبوده است، مگر از طريق وحى و با پيشرفت علم و دانش بشرى، برخى از آنها روشن شده و عظمت قرآن براى دانشمندان بيشتر گرديده كه چگونه در 1400 سال پيش، قرآن از آنها ياد نموده است. بشر آن روز، دركى از آنها نداشته، همان‏طور كه بشر امروزى نيز، در مواردى، دركى از مسائل علمى قرآن ندارد و شايد هزاران سال بايد بگذرد تا نكات دقيق علمى قرآن مورد شناسائى واقع شود.

پس اگر قرآن مطلبى علمى را بيان كند كه در كتاب‏هاى آسمانى گذشته بدان اشاره شده و يا در مراكز علمى يونان، ايران و ... در لابلاى كتاب‏هاى علمى وآراى دانشمندان آمده است و احتمال مى‏رود كه از راهى به محيط حجاز عصر نزول راه يافته و يا مطلبى بوده كه بطور طبيعى با وسايل آن زمان و يا بصورت غريزى قابل فهم بوده است، اين امور معجزه‏ى علمى بشمار نمى‏آيد. ) رضایی اصفهانی، بی تا، 54)

 

4- ثمرات پذیرش اعجاز علمی

پذیرش اعجاز علمی در قرآن مستلزم این است که آیات براساس علم روز تفسیر شود. و این تفسیر آثار و برکاتی در پی دارد که به ذکر پاره ای از آنها می پردازیم.

الف) اعجاز علمی موجب گرایش بیشتر به قرآن؛

پيشرفتهاي بشر در علوم تجربي و كشف طبيعت و قوانين حاكم بر آن نمي‏تواند او را از هدايت و معارف قرآن بي‏نياز سازد، بلكه هر چه انسان در شناخت طبيعت بيشتر پيش مي‏رود، پرسشهاي دقيقتر و ظريفتري را پيش روي خود مي‏بيند که كشف پاسخ آنها را بدون الهام از آسمان وحي و معارف قرآن كريم ممكن نمي‏داند( جوادی آملی، قرآن در قرآنْ، 1388، 307) از این رو قرآن به برخی مطالب علمی تلویحا اشاره کرده (جوادی آملی، نسيم انديشه دفتر اول، 1388، 167 ) که انسان با کشف آنها به علم لایزال الهی و معجزه بودن قرآن پی می برد و به روشنی درمی یابد که جز مبدا حکیم کسی توانایی آفرینش چنین نظامی را ندارد چنان که  بهترين شاهد و دليل بر اين سخن، گرايش روز افزون مردم كشورهاي متمدّن جهان به سوي اسلام و قرآن كريم می شود. ( جوادی آملی، قرآن در قرآنْ، 1388، 307) بنابراین تفسیر علمی باعث تقويت ايمان مردم و روشن ساختن وجه دیگر از اعجاز براى قرآن دانسته‏اند. ( جعفری، بی تا،5/497)

ب) جلوگيرى از پندار تعارض علم و دين

در قرون وسطی، که اربابان کلیسا بر اساس دین تحریف یافته مسیحیت هر فکر نو و پیشرفت علمی را به عنوان ضدیت با مذهب در هم می کوبیدند. این موجب شد تا اندیشه تعارض دین و علم مطرح شود و نتیجه چنین اندیشه ای به انزوا کشیدن دین و منحصر شدن آن در مسائل خصوصی و فردی بود. (مکارم شیرازی، 1386، 10/ 45)

 در مقابل چنین تفکری قرآن این معجزه مانا ی نبوی(ص) حاوی اشارات و مطالب علمى است که با روشن شدن آنها افراد با انصاف متوجه مى‏شوند كه اسلام، نه تنها با علوم سازگار نیست، بلكه علم مؤيد دين است.

ج) موجب تعميق فهم ما از قرآن و توسعه مدلول واقعی آيات قرآن مى‏شود. ( رضایی اصفهانی، 1386،52 ) 

 

5- آسیب شناسی بحث اعجاز علمی

آنچه در اعجاز علمی مذموم و نادرست شمرده مي‏شود، اين است كه بافته‏هاي علوم تجربي را قبل از آنكه به عنوان يافته علمي برسند بر قرآن تحميل كنيم و معناي آيات قرآن را به گونه‏اي بيان كنيم كه براساس فرضيّات باشد، علّت نادرستي اين عمل نيز روشن است؛ زيرا فرضيّات علمي و تجربي دائماً در حال تغيير و تحوّلند وبسيار مي‏شود كه پس از مدّتي فرضيّه‏اي جديد، فرضيّه سابق را باطل مي‏سازد( جوادی آملی، قرآن در قرآنْ، 1388، 449)در حالي كه قرآن از هر بطلاني مصون و محفوظ است: (لا ياتيه الباطل من بين يديه ولا من خلفه)؛ (فصلت/41) از طرف دیگرحجيت شرعي علوم در ظرفي كه از حدّ فرضيه و صرف ظنّ فراتر رفته و به مرز علم‏آوري يا طمأنينه عقلايي رسيده باشند، مجوّز استناد به شارع مقدس است. ( جوادی آملی، منزلت عقل در هندسه معرفت دينيْ، 1389، 117)

البتّه قابل توجه است که فرضيّه‏ها قبل از آنكه به نصاب قطعيت برسند مي‏توانند به عنوان يكي از وجوه و احتمالهاي تفسيري ياد شوند و هنگامي كه به مرحله قطعيّت رسيدند مي‏توانند به عنوان معناي تفسير مورد قبول قرار گيرند. ( جوادی آملی، قرآن در قرآنْ،1388، 450)

آفت دیگری که در تفسیر علمی محض وجود ارد این است که در کشفیات آنها در ابتدا و انتهايشان، از خداوند و تبيين معارف الهي سخني به ميان نمي‏آيد؛ زیرا این علوم سیر افقی دارند. براي مثال؛ براي مثال زمين‏شناس با استفاده از نشانه‏هاي خاص، مي‏تواند بفهمد كه فلان معدن چندين ميليون سال قبل چگونه بوده، اكنون در چه حالتي است و صدها هزار سال بعد چه مي‏شود.  اما قرآن به اين مسئله كه چه كسي و براي چه آن را آفريده، مي‏پردازد. در واقع قرآن به علوم تجربي قدرت پرواز عمودي اعطا مي‏كند تا اوج بگيرند و از سير افقي خارج شوند. ( جوادی آملی، نسيم انديشه دفتر اول، 1388، 167 و 168)

البته شایان توجه است که توافق قرآن با علوم جديد، بر سر يك مطلب علمى، اعجاز علمى قرآن را اثبات مى‏كند، اما اعجاز علمى قرآن، منحصر در همين بعد آن نيست. پس اگر مطالب علمى قرآن، توسط علوم تجربى، مورد تأييد قرار نگرفت، موجب بى‏اعتبارى قرآن نمى‏شود؛ چون اعجاز قرآن از راههاى متعدد، ثابت شده است و اگر از لحاظ علمى هم، در بعضى موارد اثبات شود، شاهد ديگرى، بر اعجاز آن است و اگر ثابت نشود، ضررى به اعتبار قرآن نمى‏زند. به عبارت ديگر، رابطه مطالب علمى قرآن با علوم تجربى، سه صورت دارد:

الف. مطالب علمى قرآن كه مورد تأييد علوم قرار گرفته و در بسيارى موارد، شگفتى دانشمندان جديد را برانگيخته كه يك كتاب مذهبى، چگونه در چهارده قرن قبل از جديدترين نظريات علمى، با دقت سخن گفته است مانند: حركت خورشيد، زمين، زوجيت گياهان و ... كه ما در فصل پايانى كتاب، نمونه‏هاى آنها را مى‏آوريم. ( رضایی اصفهانی، 1375 ، 209 )

ب. مطالب علمى كه در قرآن وجود دارد و با نظريات علوم تجربى، ناسازگار است به علت اطلاعات ناقص و گاه برداشت های ناصواب علمی است. زیرا تعارض علم قطعى، با دين ممكن نيست.

ج. مطالب علمى كه در قرآن هست، ولى توسط علوم تجربى، اثبات يا نفى نشده است و ممكن است قرنها بعد با پيشرفت علوم، كشف شود و هيچ دليلى بر رد آنها نداريم، بنابراين مانعى در اعتقاد به آنها وجود ندارد. )رضایی اصفهانی، 1386، 52)

 

6- اشاره به برخی مصادیق اعجاز علمی

قرآن كريم با هدف تربيت و هدايت انسان نازل شده و در اين زمينه هر آنچه لازم بوده در اين كتاب مقدس آمده و چيزى فرو گذار نشده است. با نگاهى به آيات قرآنى مى‏بينيم قرآن كريم گاهى در تعقيب هدفهاى تربيتى خود و بخصوص براى نشان دادن آثار قدرت الهى، مطالبى را درباره اسرار خلقت و پديده‏هاى جهان آفرينش تذكر داده و درباره خلقت آسمانها و زمين و ستارگان و خورشيد و ماه و آفرينش انسان و حيوان و گياه و پيدايش درياها و كوهها و بادها و نزول باران و مانند آنها سخن گفته است و از اين ها به عنوان آيات و نشانه‏هاى خدا ياد كرده و مردم را به تفكر در آنها فراخوانده است.

در اين گونه آيات كه مربوط به پديده‏هاى جهان آفرينش است، قرآن از چيزهايى خبر داده كه پيشينيان آن را به نحوى توجيه مى‏كردند و امروز با پيشرفتهاى علمى كه نصيب بشر شده، مى‏توان آن گونه آيات را به نحو ديگرى تفسير كرد. (جعفری، بی تا،5/ 485) 

در ادامه به ذکر مصادیقی برای تبیین بهتر مباحث نظری که بدان اشاره شده، می پردازیم.

الف) لقاح (زایا کردن ابرها و گیاهان)

صاحب تسنیم آیه 22 سوره حجر را ناظر به تلقیح در عالم نباتات و دنیای ابر ها دانسته و می نویسد:

خداوند سبحان راجع به رسالت برخي بادها می فرماید: (وأرسَلنَا الرِّياحَ لَواقِحَ)؛ (حجر/22).« لواقح» جمع« لاقح» به معنای بارور کردن است. ( مکارم شیرازی، 1374، 11/ 61) و در اینجا اشاره به لقاح ویژه توسط ابرهاست چون ابرها و گياهان مانند موجودات مادي ديگر به صورت جفت و داراي نر و ماده آفريده شده‌اند. طبق این آیه باد عامل تلقيح و تحقق ازدواج ميان ابرها و گياهان نر و ماده است تا پذيراي بار شوند. ( جوادی آملی، تفسیر تسنيم،1388، 8/203)

برخی در عين قبول اين واقعيت كه وزش بادها اثر عميقى در جابجا كردن گرده‏هاى نطفه نر و بارور ساختن گياهان دارند نمى‏توان آيه فوق را اشاره به آن دانست چرا كه بعد از اين كلمه بلافاصله، نازل شدن باران از آسمان (آنهم با فاء تفريع) آمده است، فَأَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً (حجر/22) كه نشان مى‏دهد تلقيح كردن بادها مقدمه‏اى براى نزول باران است. (مکارم شیرازی، 1374، 11/61)

اشاره علمی قرآن به لقاح ابرها در آیه 22 سوره حجر می تواند نوعی اعجاز علمی قرآن به شمار آید چرا که این مطلب تا سالهای اخیر برای بشر روشن نشده بود اما اگر بر فرض در این آیه اشاره  به لقاح گیاهان هم شده باشد از آنجا که انسان ها حتی قبل از اسلام به صورت اجمالی  از تاثیر گذاری گرده افشانی اطلاع داشتند بنابراین اعجاز علمی قرآن به شمار نمی آید.

البته ممکن است در آینده با پیشرفت علمی بشر تاثیرات ابرها در موارد دیگری نیز اثبات شود.(رضایی اصفهانی، 1386، 293)

از مطلب فوق زوجیت نباتات هم به نوعی استنباط می شود.

ب) جاذبه عمومی موجودات

قرآن كريم، درباره مصون ماندن كهكشانها از سقوط خبر داده: (رَفَعَ السَّماواتِ بِغَيرِ عَمَدٍ تَرَونَها)؛(رعد/ 2)و (إنَّ اللّهَ يُمسِكُ السَّماواتِ والأرضَ أن‏ تَزولا)؛ (فاطر/41) و هم راجع به محفوظ شدن پرندگان سنگين‌وزن از فرود اجباري گزارش داده است: (ألَم يَرَوا إلَي الطَّيرِ مُسَخَّراتٍ في جَوِّ السَّماءِ ما يُمسِكُهُنَّ إلا اللّهُ)؛(نحل/79)

با توجه به شرح مبسوطی که استاد راجع به پیشینه و معادلات نیروی جاذبه زمین بیان می کند و آن را یکی از اعجاز علمی قرآن قلمداد می نماید. ولی در پایان متذکر می گردد تا زمانی که «قانون جاذبه و مانند آن در مدار اصل علّيت و نيز در محور حصر در نيايد، جزم علمي به اين‏كه علّت، اصل جاذبه است و اين‏كه علت منحصر نيز همين جاذبه است، حاصل نخواهد شد».( جوادی آملی، وحي و نبوت در قرآن، 1388،  346)

ج) ممنوعیت شرب خمر

قبل از ظهور اسلام، شراب خواری یک عادت بشری بود و در بین بسیاری از ملت ها شراب یک غذای رسمی بود. به این دلیل که مردم از ضررهای آن به صورت کامل اطلاعی نداشتند.(رضایی اصفهانی،1386، 335) با درخشش اسلام، قرآن کریم در چهار مرحله به صورتی تربیتی با مسئله شراب خواری برخورد می کند و آن را تحریم می نماید.

1-                        وَ مِنْ ثَمَراتِ النَّخيلِ وَ الْأَعْنابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَراً وَ رِزْقاً حَسَناً إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ ( نحل/67)

2-                        يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ قُلْ فيهِما إِثْمٌ كَبيرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما وَ يَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآياتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ (بقره/219)

3-                        يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى‏ حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ ) نساء/43)

4-                        يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ إِنَّما يُريدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِي الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ وَ يَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ (مائده/91و92)

 

باز شدن دریچه های علم و دانش بر روی انسان موجب گردید تا به افق های تازه ای در کشف علل منع و تحریم برخی از نوشیدها به ویژه شراب دست یابد. شرب خمر نه تنها به دستگاه گوارش، بلكه به عقل و فكر آسيب مي‌رساند و روحيه را كدر مي‌كند و پيامدهاي منفي اخلاقي و اجتماعي دارد، چنان‏كه جوامع بشري و محاكم قضايي شاهد جنايات ناشي از ميگساري هستند و نيز در آيه (إنَّما يُريدُ الشَّيطانُ أن يوقِعَ بَينَكُمُ العَداوةَ والبَغضاءَ فِي الخَمرِ والمَيسِرِ ويَصُدَّكُم عَن ذِكرِ اللهِ وعَنِ الصَّلاةِ فَهَل أنتُم مُنتَهون)؛ (مائده / 91) شراب در ايجاد دشمني ميان مردم و بازداشتن آنان از ذكر خدا و نماز مؤثر دانسته شده است. ( جوادی آملی، تفسیر تسنيم،1388، 11/ 58)

در ذیل به برخی زیانهای شرابخواري به لحاظ بهداشتي، اجتماعي، اقتصادي و روحي فراواني که براي فرد و جامعه دارد اشاره مي‌شود:

1- آثار جسمي ميگساري در معده، روده‌ها، جگر، شُش، سلسله اعصاب، شريانها، قلب و حواسّ انسان، مانند قوه باصره و ذائقه مسلّم است و پزشكان حاذق از ديرزمان كتابهايي درباره آن تأليف و آمار شگفت‌انگيزي از بيماريهاي پديد آمده از اين مايع شوم ارائه داده‌اند.

2- اثر خاص شراب بر عقل و نيروي ادراك انسان كه انديشه او را تصرّف و مجراي ادراك وي را در حال مستي و بعد از آن منحرف مي‌كند، زيرا مستْ فاقد نيروي خرد و قوه تميز است و از هيچ كار زشت و ناهنجاري نمي‌پرهيزد.

3- آثار و زيانهاي اخلاقي؛ مانند بد خلقي، بد زباني، تبهكاري و خونريزي، افشاي اسرار، هتك حرمت، بي‌عفّتي و تجاوز به اعراض و اموال و نفوس مردم و پشت پا زدن به همه قوانيني كه مايه سعادت زندگي بشر است. البته تأثير سوء ميگساري در عقايد، اخلاق و... ناشي از تأثير سوء آن درخردورزي است، از اين‏رو مي‌توان گفت سومين دسته از آثار سوء ميگساري، مسبّب از اثر دوم است. ( جوادی آملی، تفسیرتسنيم،1388، 11/ 80) بنابراین هرچند مخاطبان عصر نزول از آثار زیانبار علمی آن آگاهی چندانی نداشتند ولی قرآن با بی توجهی به سطح علمی آنها شرب خمر را تحریم کرد و انسان ها پس از سالیان دراز به برخی آثار سوء آن پی بردند.

د) حرکت انتقالی زمین

 حرکت وضعی زمین به گونه ای است که گاهی قوس النّهار که روشن است، در طرف بامداد و شامگاه وارد محدوده ی شب می شود:   وَ يُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ  بنابراین ساعات روز بیش از شب اند، به این معنا که زودتر صبح می شود و دیر تر شب. این حالت که در مناطق مختلف متفاوت است، در نیمه ی نخست سال، پس از گذشت چند روز از نخستین ماه سال روی می دهد و به تدریج بر (جوادی آملی،1392، 29 /125)  یافته های تازه علمی و آیات قرآن آیاتی که از کُرات و چگونگی پیدایی آن ها سخن می گویند، سه دسته اند:

1- آیاتی که به جدا شدن آسمان ها و زمین از یکدیگرند؛ به مانند  كانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما ( انبیاء/30)

2- برخی دیگر از آیات از گسترش آسمان که انطباق پذیر بر کرات اند، نظیر  وَ السَّماءَ بَنَيْناها بِأَيْدٍ وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ  (الذاریات/47)

3- پاره ای از نادیده های بشر سخن دارند:   فَلا أُقْسِمُ بِما تُبْصِرُونَ   وَ ما لا تُبْصِرُون ( الحاقّه/38-39)

یافته های تازه علمی در زمینه اختر شناسی با هر سه دسته هماهنگ اند، زیرا کرات یا منظومه های آسمانی که امروزه یکی پس از دیگری یافت می شوند، گاهی با کشف انفصال همرا ه اند؛ یعنی ثابت شده که در گذشته جزء کره ی دیگری بوده و بعدًا جدا شده اند؛ كانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما ( انبیاء/30)

زمانی تحقیقات اختر شناسان سبب کشف کره ی جدید با کهکشان تازه ای می گردد که با آیات دست دوم هماهنگ است؛ گاهی هم در پژوهش های نوین علمی، کره ای کشف می شود، بدون آن که سخنی از فصل و وصل آن به میان آمده باشد. آیات دسته سوم از این موردند.

بنابراین اگر کشفیات نوین علمی درباره ی کرات، از فصل و وصل آن ها سخن بگویند، با دو دسته ی نخست هماهنگی دارند و اگر تنها کشف جدیدی باشد که دانشمندان از فصل و وصل آن آگاهی نداشته باشند، با گروه سوم هماهنگ است. ( جوادی آملی، همان)

 

 

 

نتیجه گیری

آياتى در قرآن حاکی از نوعى رازگويى علمى در این کتاب است. يعنى مطلبى علمى را كه كسى قبل از نزول و مدت ها بعد از نزول از آن اطلاع نداشته، بيان مى‏كند، که این آیات اشاره به بعدی دیگری از اعجاز قران می کند که از آن با عنوان اعجاز علمی یاد می کنند. برخی پیرامون اعجاز علمی، معتقد به این هستند که قرآن بیانگر همه علوم است. در مقابل عده ای آن را تنها کتاب هدایت می دانند و ساحت آن را از پرداختن به علوم مبری می دانند. اما دیدگاه اعتدالی هر دو نظریات پیشین را در هم آمیخته و نتیجه می گیرند همانطور که قرآن کتاب هدایت است اما به سایر مسائل بر اساس اقتضای هدف خود به صورت تلویحی اشاره کرده است که مباحث علوم تجربی هم از این دست مسائل اند.

آیت الله جوادی آملی از باورمندان به دیدگاه اخیر می باشند و در تفسیر آیات علمی قرآن هر چند به صورت تلویحی به اعجاز علمی قرآن اشاره می کنند اما پیوسته همه علوم را بر گرفته از قرآن دانسته و بر این باورند که علوم غیر دینی وجود ندارد. به عبارت دیگر منشا همه علوم اسلامی قرآن است و جامعیت و جاودانگی این کتاب مقدس و هم چنین تصریحات ائمه اطهار علیهم السلام از جهت دیگر مویدی بر وجود اعجاز علمی در قرآن است. نویسنده تسنیم در بخش های دیگر از گفتار های خویش ملاک ها و معیارهایی در این زمینه برمی شمرند؛ از جمله اینکه هر بافته علمی را قبل از اینکه به یافته علمی تبدیل نگردد نمی توان به قرآن نسبت داد چون این علوم در معرض تغییرند و سیر افقی دارند.

بررسی برخی آیات متناسب با علم روز از جمله مصادیقی است که در این زمینه پرده از اسرار علمی آنها برمی دارد. مواردی نظیر زوجیت، کرویت زمین، تطورات جنین، نیروی جاذبه، زیان های شرابخواری.

استفاده از سرمايه علمى عظيمى كه در قرآن نهفته است، در صورتى امكان پذير است كه مسلمانان با تدبر در كتاب تكوينى خدا يعنى طبيعت، به فهم درست كتاب تشريعى او يعنى قرآن همت گمارند و در جهت كشف و استخراج حقايق موجود در هر دو كتاب بكوشند تفسير علمى قرآن اگر باشرايطى كه گفتيم همراه باشد، ما را در رسيدن به اين هدف يارى خواهد كرد.


فهرست منابع

قرآن کریم

نهج البلاغه (صبحی صالح)

الف: منابع فارسی

جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، قم: نشر اسری، هشتم: 1388.

____________، قرآن در قرآن، قم: نشر إسراء، هشتم: 1388.

____________، وحی و نبوت، قم: نشر إسراء ، اول: 138

____________، منزلت عقل در هندسه معرفت دینی، قم: نشر إسراء ، چهارم: 1389.

____________، نسیم اندیشه دفتر اوّل، قم: نشر إسراء ، سوم: 1388.

____________، همتای قرآن و اهل بیت (ع)، قم: اسراء، اول: 1389.

جعفری، یعقوب، تفسیر کوثر، قم: هجرت، اول: بی تا.

رضایی اصفهانی، محمد علی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، رشت: کتاب مبین، پنجم: 1386.

________________، درآمدی بر اعجاز علمی قرآن، قم: اسوه، اول: 1375.

________________، پرسشهای قرآنی جوانان، قم: پژوهش های تفسیر و قرآن مجید، دوم: بی تا.

مکارم شیراز ی، ناصر و همکاران، ، تفسیر نمونه، تهران: دارالکتب الاسلامیه، اول: 1374.

__________________، پیام قرآن: روش تازهای در تفسیر قرآن، تهران: دار الکتب الاسلامیه، ششم: 1390.

ب: منابع عربی

ابن بابویه، محمد بن حسین، عیون اخبار الرضا( علیه السلام)، تهران: نشر جهان، اول: 1378.

________________، من لا یحضره الفقیه، قم: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، دوم: 1413ق.

ابن منظور، محمدبن مکرم،  لسان العرب، بیروت، دارصادر، سوم،  1414ق.

ابن فارس، احمد بن زکریا، ترتیب معجم مقاییس الغة، قم: مکتب الاعلام الاسلامی، اول: 1404ق

خویی، ابوالقاسم، البیان فی تفسیر القرآن، قم، مؤسسه احیاء آثار الامام الخوئی، بی تا.

راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ قرآن، ترجمه ی، غلامرضا خسروی حسینی، تهران، انتشارات مرتضوی، سوم: 1383.

طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه قم، پنجم: 1417ق.

کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، قم: دارالحدیث، اول: 1429ق.


برچسب‌ها: قرآن کریم, اعجاز, اعجاز علمی, آیت الله جوادی آملی
+ نوشته شده توسط احد داوری در سه شنبه هشتم تیر ۱۳۹۵ و ساعت 7:33 |