چکیده:

بررسی روابط خویشاوندان از نگاه امام رضا علیه­ السلام با توجه به شرایط فرهنگی، اجتماعی و سیاسی عصر زندگی آن حضرت دارای اهمیت خاصی می باشد، بر این اساس نویسنده به بررسی روابط میان بستگان در گفتار و رفتار رضوی پرداخته است، بدین منظور پس از ذکر مفهوم خویشاوند و بیان واژه های معادل آن در ادبیات قرآنی، مهم ­ترین ثمرات رابطه با خـویشاوندان را در اندیشه رضوی بر شمرده و پیامد­های قطع ارتباط با بستگان را از نگاه امام رضا علیه السلام مورد بررسی قرار داده و مهم ترین حقوق خویشاوندان را در مقابل والدین، فرزندان و سایر خویشان ذکر کرده است و در پایان به این نکته اشاره دارد که امام رضا علیه السلام از هر فرصتی برای معرفی عترت پیامبر به عنوان خویشاوندان نزدیک آن حضرت و جانشینان بر حق وی، همچنین شناساندن آنها به عنوان خانواده الگو در سبک زندگی اسلامی استفاده کرده است.

واژگان کلیدی: ارتباط، خويشاوندان، حقوق خويشاوندان، امام رضا عليه ­السلام، اهل بيت عليهم­ السلام

1. مقدمه

انسان در مقابل هر فردی که در جامعه با آن برخورد می کند یا به نحوی با او در ارتباط باشد مسئول است و این مسئولیت در مقابل افرادی که از لحاظ ارتباط خانوادگی سببی یا نسبی به انسان نزدیک ترند به صورت جدی تری مطرح می شود؛ برای این که انسان بتواند این وظیفه را به نحو مطلوبی  به انجام رساند باید این روابط با به خوبی بشناسد؛ بی شک زمانی این شناخت کامل خواهد بود که از مجرای وحی نشأت بگیرد، به بیان دیگر صحیح و دقیق بودن این شناخت زمانی تضمین می گردد که از نگاه الهی به این روابط نگریسته شود که بر طبق اعتقاد شیعه ائمه اطهار علیهم السلام مفسران واقعی وحی (و قرآنی) خواهند بود که بر پیامبر گرامی اسلام نازل شده است؛ که البته تفاوتی بین هیچ یک از آن ائمه در تبیین وظایف و مسئولیت های مسلمانان وجود ندارد ولی با توجه به شرایطی که در عصر زندگانی امام رضا علیه السلام حاکم بود بررسی موضوع از نگاه حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام برخی جنبه های نهفته را روشن تر خواهد کرد وحداقل برخی روابط خویشاوندی را مورد تاکید بیشتری قرار خواهد داد؛ البته بی شک اصول کلی روابط خویشاوندی از دیدگاه همه معصومان علیهم السلام یکسان است به طوری که حتی امام رضا علیه السلام تعداد قابل توجهی از احادیث مرتبط با موضوع را از  پدران معصوش نقل کرده است. در هر صورت نگاهی به شرایط عصر زندگی امام رضا علیه السلام بیانگر تفاوت محسوس زنگی امام با سایر ائمه می باشد؛ در مقایسه بسیار جزئی با پدر حضرت مشاهده می شود که امام کاظم علیه السلام مدت زیادی در زندان خلیفه وقت به سر برده است (ابن جوزی، 1418ق: 315؛ جعفریان، 1381: 394) در حالی که امام رضا علیه السلام از آزادی بیشتری برخوردار بوده و حتی بر مسند ولیعهدی نیز تکیه کرده است. قطعا این آزادی عمل تاثیر بیشتری بر تعامل امام با سایرین داشته است. تفاوت دیگر عصر امام برگزاری مناظرات اعتقادی با علمای فرقه ها و  ادیان مختلف و معرفی اسلام ناب توسط امام بود که در عصر سایر ائمه چنین مناظراتی با این وسعت به ندرت یافت می شود. البته بیشتر تعامل امام مربوط به زمانی می شود که به دستور مامون و به طور اجباری (کلینی، 1362: 1/488 و 489) از مدینه به مرو هجرت کردند و امکان چنین فعالیت هایی به امام داده شد و گرنه در مدینه رفتار امام بیشتر شبیه سایر ائمه علیهم السلام بود؛ به طوری که در جمله ای خطاب به مامون چنین مساله ای را بازگو کرده و می فرمایند: « به خدا سوگند خلافت را هيچ گاه با خود حديث نفس نكرده‏ام و فكر آن را در سر نپرورانده‏ام، من در مدينه بودم با همان چهار پاي سواري خود در كوچه‏ هاي آن رفت و آمد مي كردم، و مردم آن سامان و غير از آنان از من حاجتشان را مي خواستند، و من آنچه در توانم بود اجابت مي‏كردم و حاجتشان را بر مي ‏آوردم»  (ابن بابویه، 1378: 2/166 و 167؛ جزائری، 1427ق: 2/370). حاصل آنکه با توجه به این شرایط بررسی موضوع از دیدگاه امام رضا علیه السلام اهمیت خاصی پیدا خواهد کرد؛  بویژه که پژوهشی به طور مجزا پیرامون موضوع انجام نگرفته است هر چند به طور ضمنی برخی مباحث مرتبط در لابلای کتب حدیثی بدون تحلیل و بررسی ذکر شده است؛ از جمله در کتاب مسند الامام الرضا علیه السلام روایاتی از حضرت پیرامون صله ارحام ذکر شده است (عطاردی، 1406ق: 1/ 265-267) که برای غنای بحث از آنها نیز استفاده شده است.

ناگفته نماند بررسي احاديث مربوط به روابط خويشاوندان در نگرش امام رضا علیه السلام به شناخت و آشنایی بیشتر فضاي فرهنگي و اجتماعي عصر امام رضا عليه السلام کمک می کند و اين آشنايي مي تواند به فهم ساير احاديث رضوي كمك كند، البته اين مساله متقابل است يعني شناخت فضاي فرهنگي اجتماعي عصر امام عليه السلام نيز به نوبه خود به فهم احاديث مربوط به روابط خويشاوندان كمك مي نمايد؛ از جمله مي توان فهميد در آن عصر كداميك از خويشان مورد بي مهري مردم واقع بودند كه امام ارتباط با آنها را مورد تاكيد بیشتری قرار داده است و يا قطع ارتباط با آنها را نكوهش كرده است؛ (هر چند بررسي علل اين بي تفاوتي مردم در جاي ديگر بايد بررسي شود)

 نكته اي كه در اينجا حائز اهميت مي باشد توجه به اين نكته است كه مبناي قضاوت احاديثي است كه در حال حاضر از امام رضا عليه السلام در دسترس بوده و با واكاوي هاي مختلف به دست آمده است؛ هر چند نهايت تلاش براي احصاء احاديث رضوي در باب موضوع مورد بحث صورت گرفته است ولي ادعاي يافتن همه احاديث رضوي مربوط به ارتباط خويشاوندان وجهي ندارد.

 با این توضیح در این مجال بر آنیم تا به این سوالات پاسخ دهیم: خویشاوندان از نظر امام رضا علیه السلام به چه کسانی اطلاق می شود و خویشاوندان چه مصادیقی دارند؟ روابط خویشاوندی چه محدوده ای دارد؟ ثمرات شناخت ارتباط خويشاوندان در انديشه رضوي چيست؟ این ثمرات برای خود فرد چه فوایدی دارد؟ برای سایر خویشان این ثمرات چگونه قابل تبیین است؟ قطع ارتباط با بستگان برای فرد و جامعه چه پیامد هایی دارد؟ خویشاوندان چه حقوقی بر ذمه فرد دارند؟ آیا این حقوق از جنبه های مختلف عاطفی، اقتصادی و ... قابل ارزیابی است؟ آیا امام به معرفی خانواده نمونه و الگو در ارتباط خویشاوندی پرداخته است؟ چرا امام عليه السلام به خويشي خود و سائر ائمه عليهم السلام با پيامبر در مقاطع مختلف تاكيد نموده است؟

 

 2. مفهوم شناسی

تبیین و انتقال معانی بدون به کارگیری الفاظ میسر نیست و تلقی غیر همسان از واژگان موجب بروز مشکل در فهم مقصود می گردد، لذا گریزی نیست از اینکه برخی از واژگان کلیدی که اهمیتی ویژه برای نوشتار دارند و مکرر به کار رفته اند توضیح داده شوند تا معانی مورد نظر نویسنده به صورت کامل به خواننده منتقل گردد و فرایند انتقال پیام ناکام نماند، برای نیل به این مقصود به بررسی معنای لغوی و اصطلاحی واژه محوری پژوهش یعنی خویشاوند وامام پرداخته می شود.

2. 1. امام؛ به دليل معروف بودن از معرفي امام رضا عليه السلام خودداري مي گردد، تنها بايد اين نكته را خاطر نشان كرد كه نگرش نويسنده به حضرت علي بن موسي الرضا عليه السلام به عنوان «امام» و يكي از جانشنيان برحق پيامبر خاتم حضرت محمد صلي الله عليه و آله و سلم مي باشد و به طور صرف يك شخصيت تاريخي، حديثي و مذهبي نمي باشد. بنابر این مراد از احاديث رضوي، سيره، گفتار و تاييد امام عليه السلام مي باشد كه در تعريف حديث در كتب مربوطه لحاظ شده است. (غفاری، 1369: 11)، همچنین نگرش به احاديث رضوي از منظر درون ديني صورت گرفته است يعني فقط احاديثي مورد توجه قرار گرفته است كه در كتب شيعه آمده است و به احاديث نقل شده در كتب عامه استشهاد نشده است هر چند احاديث منقول از آن حضرت در كتب عامه معدود است. تفاوت ديگر احاديث منقول در كتب عامه و شيعه نوع نگرش به حضرت علي بن موسي الرضا عليه السلام مي باشد كه در نگرش شيعي به عنوان امام معصوم و جانشين برحق پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم مي باشد ولي در نگاه اهل سنت حداكثر به عنوان يكي از نوادگان دانشمند و صادق پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم مي باشد و و عنوان «امام» مدخليتي در احاديث آنها ندارد.

لازم به ذکر است که مواردي از احاديث رضوی با تعریف فوق مورد توجه قرار گيرد كه در سبك زندگي نقش و تاثيري دارند و لذا در مواردي كه به سبك زندگي ارتباط معناداري ندارند مورد استدلال قرار نمي گيرند.

2.2. خویشاوند؛ خویشاوند به کسی گفته می شود که به واسطه نسبت يا از طرف پدر يا مادر و جز آن به شخص نزديك باشد (دهخدا، 1377: 6/8923 و 8924) و به تعبیر قرآن انسانها داراي دو نوع خويشاونديِ سببي و نسبي است: وهُوَ الَّذي خَلَقَ مِنَ الماءِ بَشَرًا فَجَعَلَهُ نَسَبـًا وصِهرًا (فرقان: 54) بنابراین خویشاوندان به کسانی گفته می شوند که از طرف والدین یا همسر با انسان ارتباط دارند؛ بی شک در این بررسی پدر و مادر، فرزندان، برادران و خواهران و سایر بستگان از قیبل عموها، عمه ها، دایی ها، خاله ها و... جزء خویشاوندان محسوب خواهد شد. در قرآن برای تبیین مفهوم خویشاوندان از تعابیر گوناگونی استفاده شده است که در روایات نیز تعابیر مشابهی دیده می شوند؛ شناخت این تعابیر بدین خاطر اهمیت دارد که در احادیث امام باید به همه این واژه ها توجه نمود تا جامعیت نسبی پژوهش به دست آید، مهم ترین معادل های خویشاوندان را در عرف قرآن می توان چنین بر شمرد:

1. رحم (جمع ارحام): در اصل لغت رحم به معنای محل رشد جنين است (فراهیدی، 1410ق، 3/224) نظیر عبارت: وَ يُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَ يَعْلَمُ ما فِي الْأَرْحامِ (لقمان: 34) و به قوم و خويش از آن جهت رحم و ارحام گفته‏اند كه آنها از يك رحم خارج شده‏اند (راغب اصفهانی، 1412ق:347) لذا در عبارت وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ‏ (نساء: 1) ارحام به معنای خویشاوندان خواهد بود.(طریحی، 1375: 6/69؛ قرشی، 1371: 3/68).

2. اقرباء: قُرب در مقابل بُعد به معنای نزدیکی است که در مکان، زمان، نسبت فامیلی و... به کار می رود (راغب اصفهانی، 1412ق: 663) مانند لِّلرِّجَالِ نَصيِبٌ مِّمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالأَقْرَبُونَ (نساء:7) و وَ الْجارِ ذِي الْقُرْبي‏ (نساء:36).

3. نسب؛ به معنای خویشاوندی و خویشاوندان (فراهیدی، 1410ق: 7/271) نظیر آیه فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ‏ (مومنون: 101) هر چند برخی معتقدند فقط در باره خویشاوندان پدری به کار می رود (ابن منظور، 1414ق: 1/755).

4. صهر؛ به معنای مطلق خویشاوندی به کار می رود (ابن منظور، 1414ق: 4/471) و گاهی مختص خویشاوندی است که از ناحیه ازدواج حاصل می شود (طریحی، 1375: 3/370) به دلیل تقابلی که درآیه شریفه وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْمَاء بَشَرًا فَجَعَلَهُ نَسَبًا وَصِهْرًا (الفرقان: 54) وجود دارد.

5. عشیره؛ خانواده مرد را گویند که به وسیله آنها زیاد شده و کامل می گردد چرا که عشیره از عشره اخذ شده که عدد كامل است (راغب اصفهانی، 1412ق:567) برخی نیز آن را اقوام نزديك پدرى يا قبيله گفته‏اند (طریحی، 1375: 3/ 404) دقت در آیه زیر بیان می کند که عشیره به خویشاوندانی گفته می شود که دورتر از پدران و فرزندان و برادران و همسران هستند چرا که به طور مجزایی درکنار آنها آمده است: قُلْ إِن كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَآؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَ عَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا .... (توبه: 24)

6. اهل؛ به معني خانواده، فاميل و خويشاوندان است (طریحی، 1375: 5/314؛ قرشی، 1371: 1/135)، «اهل الرجل» به معني همسر و نزديک ترين فرد به مرد (فراهیدی، 1410ق: 4/89) است. در قرآن کريم گاهی به خانواده (زن و بچه) اطلاق شده است: ذَلِكَ لِمَن لَّمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ (بقره: 196)

7. آل؛ به معنای خاندان و خویشاوندان به کار می رود (طریحی، 1375: 5/309) که در قرآن فقط به معني قرابت به كار رفته است (قرشی، 1375: 1/94): لا يَرْقُبُونَ فِي مُؤْمِنٍ إِلًّا وَ لا ذِمَّةً (توبه: 10).

برخی واژگان نیز معنای ضمنی خویشاوندی را دارند از جمله:

الف. رهط؛ به معنای قوم و قبیله مرد به کار می رود (ابن منظور، 1414ق: 7/305) و در صورتی که از ده نفر کمتر باشد به معنای عشیره فرد است (راغب اصفهانی، 1412ق: 367) نظیر عبارت لَوْ لا رَهْطُكَ لَرَجَمْناكَ (هود: 91)

ب: قوم: ظاهرا فقط به مردان گفته می شود و زنان در قوم داخل نمی شوند (فراهیدی، 1410ق: 5/231؛ زمخشری، 1407ق: 4/367) هر چند برخی معتقدند قوم هم شامل زنان است و هم مردان (ابن منظور، 1414ق: 12/ 505)؛ گاهی برخی مصادیق قوم در آیات به معنای خویشان نزدیک است مثلا در آیه إِنَّ قارُونَ كانَ مِنْ قَوْمِ مُوسي‏ (قصص: 76) به معنای پسر خاله یا پسر عمو می باشد (طبرسی، 1372: 7/415 و 416).

ج: عترت؛ به خویشان نزدیک اطلاق می شود (ابن منظور، 1414ق: 4/538) لذا به ذریه پیامبر از حضرت علی و فاطمه علیهماالسلام عترت محمد صلی الله علیه و آله و سلم اطلاق می گردد (طریحی، 1375: 3/ 396).

با توجه به دشمنی برخی خویشاوندان با انسان (يـاَيُّهَا الَّذينَ ءامَنوا اِنَّ مِن اَزوجِكُم واَولـدِكُم عَدُوًّا لَكُم فَاحذَروهُم... تغابن: 14) باید خاطر نشان کرد که در منطق قرآن هر کسی که از پدر و مادر متولد شود «اهل» آن خانواده به شمار نمی آید همانطوری که در باره فرزند نوح علیه السلام می فرماید: يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ  (نوح:46) پس می توان گفت: خانواده و خویشاوند به كسي گفته مي شود كه ارتباط ديني يا آييني با فرد دارد و به هر زن و شوهري در فرهنگ قرآن خانواده گفته نمي شود؛ لذا گاهی از هم کیشان به برادر تعبیر نموده است(اعراف:38) ؛ همچنانکه «اخ» علاوه بر اینکه به فرزند پدر و مادر انسان اطلاق می شود(اعراف:111)  به هموطن (و به اصطلاح امروزي يا همشهري) نيز اطلاق مي گردد، همانطوري كه به عاد (اعراف: 65)، صالح (اعراف: 73) ، شعیب (اعراف: 85) و نوح علیهم السلام (شعراء: 106) اطلاق گرديده است که به عنوان برادری به سوی قوم خود مبعوث گشته اند. لذا محدوده خویشاوندی در منطق اسلام اسلام و ایمان به خداوند است و کسانی که تسلیم خداوند نیستند هر چند از یک پدر و مادر باشند جزء خویشان محسوب نمی شوند. لذا در صورت دشمنی آنها با خدا باید از آنها تبری جست (مجادله: 22). با این مساله در اسلام برای خویشاوندان غیر مسلمان نیز تاکید به رعایت حقوق شده است. (کلینی، 1407ق: 2/ 152).

نگاه مختصر به روایات منقول از امام رضا علیه السلام نیز این سخن را تایید می کند، امام در فرمایشات خود بارها به نیکی به والدین تاکید می کند که می توان آنها را به عنوان مصادیقی از خویشان و مهم ترین آنها قلمداد نمود؛ همچنین گاهی برخی از مصادیق خویشی را مانند زن، دختر، دختر عمو و یا زن دیگری از سایر بستگان را جزء افرادی می داند که فرد می تواند در دفاع از آنها تا سر حد مرگ دفاع کند: عن أحمد بن محمّد بن خالد، عن أبيه عمّن ذكره عن الرّضا عليه السّلام‏ عن الرّجل يكون في السفر و معه جارية له، فيجي‏ء قوم يريدون أخذ جاريته أ يمنع جاريته من أن تؤخذ، و إن خاف علي نفسه القتل؟ قال: نعم، قلت: و كذلك إن كانت معه امرأة قال: نعم، قلت: و كذلك الامّ و البنت و ابنة العمّ و القرابة يمنعهنّ و إن خاف علي نفسه القتل؟ قال: نعم، قلت، و كذلك المال يريدون أخذه في سفر فيمنعه و إن خاف القتل؟ قال: نعم‏. (کلینی، 1407ق: 5/52 و 53)

امام گاهی برادر بزرگ را به منزله پدر معرفی می کند: الْأَخُ الْأَكْبَرُ بِمَنْزِلَةِ الْأَبِ (ابن شعبه حرانی، 1404ق: 442) و گاهی دوستی را برتر از بیست سال خویشاوندی می داند و علم را برای خویشاوندی برتر از اجداد معرفی می کند: عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ الْعَبَّاسِ قَالَ سَمِعْتُ الرِّضَا علیه السلام يَقُولُ‏ مَوَدَّةُ عِشْرِينَ سَنَةً قَرَابَةٌ وَ الْعِلْمُ أَجْمَعُ لِأَهْلِهِ مِنَ الْآبَاء؛ (ابن بابویه، 1378: 2/131).

 

3. ثمرات رابطه با خویشاوندان

در نظر امام رضا علیه السلام ارتباط با خویشاوندان هم برای خود فرد ثمراتی دارد و هم برای سایر خویشاوند مفید می باشد، هر چند لفظ خود ارتباط نیز بیانگر دو جانبه بودن آن می باشد؛ در هر صورت از منظر احادیث رضوی می توان ثمرات زیر را برای ارتباط با خویشاوندان بر شمرد:

3. 1. زیاد شدن ایمان؛ امام رضا علیه السلام از جد خود امام صادق علیه السلام روایت کرده است که حضرت فرمودند: صِلَةُ الْأَرْحَامِ وَ حُسْنُ الْخُلُقِ زِيَادَةٌ فِي الْإِيمَانِ. (علی بن موسی،1406ق: 82)؛ صله رحم و حسن خلق باعث زیاد شدن ایمان می شود.

شاید بتوان این روایت را تفسیر این آیه دانست که می فرماید: وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لاَ تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللّهَ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَقُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْنًا وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلاَّ قَلِيلًا مِّنكُمْ وَأَنتُم مِّعْرِضُونَ (بقره 83)؛ و چون از فرزندان اسرائيل پيمان محكم گرفتيم كه جز خدا را نپرستيد و به پدر و مادر و خويشان و يتيمان و مستمندان احسان كنيد و با مردم [به زبان] خوش سخن بگوييد و نماز را به پا داريد و زكات را بدهيد آنگاه جز اندكى از شما [همگى] به حالت اعراض روى برتافتيد.

 در این آیه مفاد میثاق بنی اسرائیل با خداوند ذکر شده است که امام به دو مورد تاکید کرده است: نیکی به خویشاوندان و حسن خلق با مردم.

3. 2. زیاد شدن اموال؛ امام رضا علیه السلام به نقل از امام باقر علیه السلام می فرمایند: صِلَةُ الْأَرْحَامِ وَ حُسْنُ الْجِوَارِ زِيَادَةٌ فِي الْأَمْوَالِ.(علی بن موسی، 1406ق: 85)؛ پيوند با خويشاوندان و خوش رفتاري با همسايگان باعث افزايش ثروت مي‏شود.

3. 3. طول عمر؛ امام هشتم از امام ششم علیهماالسلام نقل کره که حضرت فرمودند: صِلَةُ الْأَرْحَامِ وَ حُسْنُ الْخُلُقِ زِيَادَةٌ فِي الْأَعْمَارِ (مجلسی، 1403ق: 71/ 97)؛ صله ارحام و خلق خوش فزوني در عمرها است (مجلسی، 1364: 1/63)

امام در روایت دیگری از امام حسین علیه السلام نقل کرده است که هر كه شاد شود که مرگش به تاخیر افتد (عمرش طولانی گردد) و روزي اش زیاد شود بايد صله رحم كند؛ عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ علیهم السلام قَالَ قَالَ الْحُسَيْنُ علیه السلام‏ مَنْ سَرَّهُ أَنْ يُنْسَأَ فِي أَجَلِهِ وَ يُزَادَ فِي رِزْقِهِ فَلْيَصِلْ رَحِمَه‏ (ابن بابویه، 1378: 2/44؛ ابن بابویه، 1372: 2/58؛ مجلسی، 1403ق: 71/ 91؛ عطاردی، 1406: 1/266). همچنین می فرمایند: مَا نَعْلَمُ شَيْئاً يَزِيدُ فِي الْعُمُرِ إِلَّا صِلَةَ الرَّحِمِ  يَكُونُ الرَّجُلُ يَصِلُ رَحِمَهُ فَيَكُونُ قَدْ بَقِيَ مِنْ عُمُرِهِ ثَلَاثُ سِنِينَ فَيُصَيِّرُهَا اللَّهُ ثَلَاثِينَ سَنَةً- وَ يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ؛ ما چیزی را که باعث طول عمر شود نمی شناسیم به جز صله رحم، چه بسا مردی صله رحم می کند که از عمرش سه سال باقی مانده است و خداوند (به خاطر صله رحم سه سال باقیمانده را) سی سال می کند و خداوند هر چه را بخواهد انجام می دهد. (عطاردی، 1406: 1/265). در برخی از روایت ها ادامه روایت فوق چنین آمده است که فردی که سی سال از عمرش باقیمانده است به دلیل قطع رحم به سه سال کاهش می یابد؛  وَ يَكُونُ أَجَلُهُ ثَلَاثاً وَ ثَلَاثِينَ سَنَةً فَيَكُونُ قَاطِعاً لِلرَّحِمِ فَيَنْقُصُهُ اللَّهُ ثَلَاثِينَ سَنَةً وَ يَجْعَلُ أَجَلَهُ إِلَي ثَلَاثِ سِنِينَ‏ (عطاردی، 1406: 1/266).

علامه مجلسی در شرح روایت فوق می نویسد: با توجه به اینکه در برخی روایت ها مواردی چون صدقه و حسن همجواری و امثال آنها باعث طول عمر می شود انحصار طول عمر به صله رحم (مَا نَعْلَمُ شَيْئاً يَزِيدُ فِي الْعُمُرِ إِلَّا صِلَةَ الرَّحِمِ) به دلیل اثر گذاری بیشتر صله رحم در طول عمر نسبت به سایر چیزهاست و یا اینکه به دلیل تاثیر استقلالی صله رحم در طول عمر است برخلاف سایر موارد که تاثیر استقلالی ندارند.( مجلسی، 1403ق: 71/ 121).

3. 4. جلب محبت خانواده؛ بزنطی از امام رضا علیه السلام نقل کرده است که صله رحم باعث به تاخیر افتادن مرگ، زیاد شدن مال و جلب محبت خانواده است؛‏ صلة الرحم منسأة في الأجل، مثراة في المال، و محبّبة في الأهل (حمیری، 1413ق: 355؛ کلینی، 1407ق: 2/151)

3. 5. دوستی خدا و بهشت؛ امام  رضا علیه السلام از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نقل کرده است که حضرت فرمودند: مَنْ ضَمِنَ لِي وَاحِدَةً ضَمِنْتُ لَهُ أَرْبَعَةً- يَصِلُ رَحِمَهُ فَيُحِبُّهُ أَهْلُهُ وَ يُوَسَّعُ عَلَيْهِ فِي رِزْقِهِ- وَ يُزَادُ فِي أَجَلِهِ وَ يُدْخِلُهُ اللَّهُ فِي الْجَنَّةِ الَّتِي وَعَدَه‏ (علی بن موسی، 1406ق: 56؛ ابن بابویه، 1378: 2/37)؛ هر كس يك چيز را براي من ضمانت كند، من چهار چيز را براي او ضمانت مي‏كنم. با خويشاوندان خود رابطه داشته باشد، تا خدا او را دوست بدارد، و به او روزي فراخ دهد، و عمر او را طولاني كند و او را به بهشتي كه وعده داده است وارد كند.

ناگفته نماند یکی از بهترین زمان ها برای صله ارحام توسط معصومان علهم السلام ماه رمضان معرفی شده است به طوری که حضرت رضا علیه السلام با نقل خطبه شعبانیه پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم، رحمت پروردگار را از ثمرات صله رحم در ماه رمضان معرفی می کند: مَنْ وَصَلَ فِيهِ رَحِمَهُ وَصَلَهُ اللَّهُ بِرَحْمَتِهِ يَوْمَ يَلْقَاهُ وَ مَنْ قَطَعَ فِيهِ رَحِمَهُ قَطَعَ اللَّهُ عَنْهُ رَحْمَتَهُ يَوْمَ يَلْقَاه‏ (ابن بابویه، 1378: 1/296) و هر كس در اين ماه صله رحم كند، خداوند او را در روزي كه ملاقاتش ميكند، به رحمت خود پيوند مي دهد، و هر كس در اين ماه قطع رحم كند، خداوند رحمتش را- در روزي كه او خدا را ملاقات ميكند- از او قطع خواهد كرد (ابن بابویه، 1372: 1/599).

نکته قابل توجه آن است که صله ارحام همیشه در کنار خصوصیت اخلاقی حسن خلق ذکر شده است، شاید به این خاطر که این دو در همدیگر تاثیر دارند یعنی حسن خلق باعث صله ارحام می شود یا اینکه صله ارحام باید با حسن خلق همراه باشد.

 

 4. پیامدهای قطع ارتباط با بستگان

همانگونه که در روایات برای ارتباط با خویشاوندان فوایدی ذکر شده است قطع ارتباط با خویشان نیز پیامدهایی دارد به طوری که طبق نقل امام رضا علیه السلام، یکی از مواردی که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم از آينده امت بیمناک بود قطع رحم می باشد و جالب این است که قطع رحم در کنار مواردی چون بی توجهی به قرآن قرار گرفته است:

سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم يَقُولُ‏ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ اسْتِخْفَافاً بِالدِّينِ‏ وَ مَنْعَ‏  الْحُكْمِ وَ قَطِيعَةَ الرَّحِمِ وَ أَنْ تَتَّخِذُوا الْقُرْآنَ مَزَامِيرَ يُقَدِّمُونَ أَحَدَهُمْ وَ لَيْسَ بِأَفْضَلِهِمْ فِي الدِّينِ‏ (علی بن موسی، 1406ق: 78) ؛ از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله شنيدم مى‏فرمود: من از اين ترسانم كه شما در آينده دين را كوچك و بى‏اهميّت شماريد و بدان بى‏اعتنائى كنيد، و در مورد حكم رشوه گيريد و منصب قضاء و داورى را خريد و فروش نمائيد، و قطع رحم كنيد، قرآن را آلت لهو و لعب قرار دهيد و با قرائت آن مجلس انس آوازخوانى و نوازندگى تشكيل دهيد، و بالاخره در نماز جماعت كسانى را مقتدا قرار دهيد كه در دين از شما بالاتر نيستند. (ابن بابویه، 1372: 2/50).

با این توضیح مهم ترین پیامد های قطع ارتباط با خویشاوندان در احادیث رضوی را می توان چنین برشمرد:

4. 1. بی تقوایی؛ قطع رحم بیانگر بی تقوایی می باشد که امام علیه السلام در این زمینه چنین استدلال کرده است: خداوند به سه چيز دستور داده است كه همراه با سه چيز ديگرند، به نماز و زكات امر فرمود، كه هر كس نماز بخواند و زكات ندهد نمازش قبول نخواهد شد، و به سپاسگزاري از خويش و والدين امر فرموده كه‏ هر كس از پدر و مادرش تشكّر و سپاسگزاري نكند خداوند را شكر نكرده است و امر به تقوي و صله رحم نموده است و هر كس صله رحم نكند در واقع تقوي نداشته است. (ابن بابویه، 1372: 1/532 و 533)؛ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَ بِثَلَاثَةٍ مَقْرُونٍ بِهَا ثَلَاثَةٌ أُخْرَي أَمَرَ بِالصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ فَمَنْ صَلَّي وَ لَمْ يُزَكِّ لَمْ يَقْبَلْ مِنْهُ صَلَاتَهُ وَ أَمَرَ بِالشُّكْرِ لَهُ وَ لِلْوَالِدَيْنِ فَمَنْ لَمْ يَشْكُرْ وَالِدَيْهِ لَمْ يَشْكُرِ اللَّهَ وَ أَمَرَ بِاتِّقَاءِ اللَّهِ وَ صِلَةِ الرَّحِمِ فَمَنْ لَمْ يَصِلْ رَحِمَهُ لَمْ يَتَّقِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ.( ابن بابویه، 1378: 1/ 258).

قسمت اول روایت در آیات متعددی ذکر شده است از جمله در آیه 71 سوره توبه چنین می خوانیم: وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ؛ و مردان و زنان با ايمان دوستان يكديگرند كه به كارهاى پسنديده وا مى‏دارند و از كارهاى ناپسند باز مى‏دارند و نماز را بر پا مى‏كنند و زكات مى‏دهند و از خدا و پيامبرش فرمان مى‏برند آنانند كه خدا به زودى مشمول رحمتشان قرار خواهد داد كه خدا توانا و حكيم است.

قسمت دوم می تواند اشاره به آيه 14 سوره لقمان باشد که می فرماید: وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِي عَامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي وَلِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ؛ انسان را در باره پدر و مادرش سفارش كرديم مادرش به او باردار شد سستى بر روى سستى و از شير باز گرفتنش در دو سال است [آرى به او سفارش كرديم] كه شكرگزار من و پدر و مادرت باش كه بازگشت [همه] به سوى من است.

قسمت آخر روایت اشاره به آیه اول سوره نساء دارد که می فرماید: وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِي تَسَاءلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا؛ و از خدايى كه به [نام] او از همديگر درخواست مى‏كنيد پروا نماييد و زنهار از خويشاوندان مبريد كه خدا همواره بر شما نگهبان است.

4. 2. از دست دادن توفیق اطاعت پروردگار؛ امام رضا علیه السلام عقوق والدین را که یکی از مهم ترین مصادیق قطع ارتباط با خویشاوندان است باعث منع توفیق اطاعت پروردگار دانسته و می فرمایند: حَرَّمَ اللَّهُ عُقُوقَ الْوَالِدَيْنِ لِمَا فِيهِ مِنَ الْخُرُوجِ مِنَ التَّوْفِيقِ لِطَاعَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ التَّوْقِيرِ لِلْوَالِدَيْنِ وَ تَجَنُّبِ كُفْرِ النِّعْمَةِ وَ إِبْطَالِ الشُّكْرِ وَ مَا يَدْعُو مِنْ ذَلِكَ إِلَي قِلَّةِ النَّسْلِ وَ انْقِطَاعِهِ لِمَا فِي الْعُقُوقِ مِنْ قِلَّةِ تَوْقِيرِ الْوَالِدَيْنِ وَ الْعِرْفَانِ بِحَقِّهِمَا وَ قَطْعِ الْأَرْحَامِ وَ الزُّهْدِ مِنَ الْوَالِدَيْنِ فِي الْوَلَدِ وَ تَرْكِ التَّرْبِيَةِ بِعِلَّةِ تَرْكِ الْوَلَدِ بِرَّهُمَا (ابن بابویه، 1378: 2/ 91)؛ خدا عقوق والدين را حرام كرد، چون باعث بي‏توفيقي در اطاعت خدا عز و جل شود و هم احترام والدين از بین می رود و نعمت خدا کفران می شود و اساس سپاسگزاری نابود می شود و آنچه را كه ميخواند به سوى قلّت نسل و انقطاع آن به بار مى‏آورد، زيرا در مخالفت والدين و ناراضى ساختن آنان احترامى براى پدر و مادر باقى نمى‏ماند و حقوقشان شناخته نمى‏شود و خويشى قطع مى‏گردد و والدين رغبتى به فرزند نخواهند داشت و لذا در تربيت او كوششى نخواهند نمود، براى آنكه اميدى به نيكى او در عوض ندارند چرا كه فرزند اطاعت آنان را رها كرده است. (مجلسی، 1364: 1/47؛ ابن بابویه، 1372: 2/ 179).

در روایت دیگری امام به نقل حدیثی نبوی پرداخته و عقوق والدین را با توجه به آیه وَالَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللّهِ مِن بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَآ أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الأَرْضِ أُولئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ (رعد: 25) باعث دوری از رحمت پروردگار معرفی می کند: ... و نيز ترك عمدي نماز و يا هر واجب ديگري، زيرا رسول اكرم صلي اللَّه عليه و آله فرمودند: «هر كس نماز را عمدا و بي‏دليل ترك كند، رابطه‏اش با خدا قطع خواهد شد و خداوند با او پيماني نخواهد داشت»، و نيز عهدشكني و قطع صله رحم، زيرا خداوند ميفرمايد:«أُولئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ» (ابن بابویه، 1372: 1/585)؛ ... وَ تَرْكُ الصَّلَاةِ مُتَعَمِّداً أَوْ شَيْئاً مِمَّا فَرَضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِأَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ مَنْ تَرَكَ الصَّلَاةَ مُتَعَمِّداً مِنْ غَيْرِ عِلَّةٍ فَقَدْ بَرِئَ مِنْ ذِمَّةِ اللَّهِ وَ ذِمَّةِ رَسُولِهِ وَ نَقْضُ الْعَهْدِ وَ قَطِيعَةُ الرَّحِمِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ أُولئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ(ابن بابویه، 1372: 1/287).

4. 3. ارتباط قطع رحم با مال نکوهیده دنیا؛ در فواید صله ارحام اشاره شد که توجه به خویشاوندان و صله با آنها باعث افزایش مال دنیا می شود؛ امام قطع ارتباط با خویشاوندان را باعث افزایش مال نکوهیده دنیا – و نه مطلق مال- می داند: عَنِ ابْنِ بَزِيعٍ قَالَ سَمِعْتُ الرِّضَا ع يَقُولُ‏ لَا يَجْتَمِعُ الْمَالُ إِلَّا بِخِصَالٍ خَمْسٍ بِبُخْلٍ شَدِيدٍ وَ أَمَلٍ طَوِيلٍ وَ حِرْصٍ غَالِبٍ وَ قَطِيعَةِ الرَّحِمِ‏ وَ إِيثَارِ الدُّنْيَا عَلَي الْآخِرَة (ابن بابویه، 1372: 1/276و277)؛ ثروت انباشته نميشود مگر  به علت پنج چيز: بخل شديد، آرزوى طولانى، حرص زياد و غلبه‏كننده، قطع رحم و ترجيح دادن دنيا بر آخرت‏.

 مال دنیا فی نفسه مورد نکوهش نیست که قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللّهِ الَّتِيَ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالْطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِي لِلَّذِينَ آمَنُواْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ (اعراف: 32) ؛ [اى پيامبر] بگو زيورهايى را كه خدا براى بندگانش پديد آورده و [نيز ] روزيهاى پاكيزه را چه كسى حرام گردانيده بگو اين [نعمتها] در زندگى دنيا براى كسانى است كه ايمان آورده‏اند و روز قيامت [نيز] خاص آنان مى‏باشد اين گونه آيات [خود] را براى گروهى كه مى‏دانند به روشنى بيان مى‏كنيم. پس این نکوهش مورد اشاره امام در این روایت دنیا اشاره ای است به نکوهش جمع دنیا در سوره همزه(قمی مشهدی، 1368: 14/433) که می فرماید: وَيْلٌ لِّكُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ الَّذِي جَمَعَ مَالًا وَعَدَّدَهُ يَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ كَلَّا لَيُنبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ (همزه:1-3)؛ واى بر هر بدگوى عيبجويى كه مالى گرد آورد و برشمردش پندارد كه مالش او را جاويد كرده ولى نه قطعا در آتش خردكننده فرو افكنده خواهد شد.  همچنین می توان علت این نکوهش را به دلیل عدم انفاق از اموال دنیا دانست(حر عاملی، 1409ق: 21/560 و 561)

4. 4. شکایت در پیشگاه پروردگار؛ حسن بن عليّ وشّاء از امام رضا عليه السّلام و ايشان از پدران بزرگوارشان عليهم السّلام از حضرت علىّ عليه السّلام نقل فرموده‏اند كه: رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود: آن زمان‏كه مرا به معراج مي بردند، خويشاوندى را ديدم كه به عرش الهى در آويخته و از خويشاوند ديگرى شكايت مى‏كند، گفتم: چند نسل بين تو و او فاصله است؟ گفت در جدّ چهلم به هم مى‏رسيم. (ابن بابویه، 1372: 1/ 526 و 527)؛ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ لَمَّا أُسْرِيَ بِي إِلَى السَّمَاءِ رَأَيْتُ رَحِماً مُتَعَلِّقَةً بِالْعَرْشِ تَشْكُو رَحِماً إِلَى رَبِّهَا فَقُلْتُ لَهَا كَمْ بَيْنَكِ وَ بَيْنَهَا مِنْ أَبٍ فَقَالَتْ نَلْتَقِي فِي أَرْبَعِينَ أَبًا. (ابن بابویه،1378: 1/255).

 

5. حقوق خویشاوندان

اهمیت برادران مومن در نزد امام رضا علیه السلام به اندازه ای است که حقوق ویژه ای برای آنها برشمرده شده است (مجلسی، 1403ق: 71/232و273) و حتی می فرمایند: اعْلَمْ يَرْحَمُكَ اللَّهُ أَنَّ حَقَ‏ الْإِخْوَانِ‏ فَرْضٌ لَازِمٌ أَنْ تَفْدُوهُمْ بِأَنْفُسِكُمْ وَ أَسْمَاعِكُمْ وَ أَبْصَارِكُمْ وَ أَيْدِيكُمْ وَ أَرْجُلِكُمْ وَ جَمِيعِ جَوَارِحِكُمْ وَ هُمْ حُصُونُكُمُ الَّتِي تَلْجَئُونَ إِلَيْهَا فِي الشَّدَائِدِ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ لَا تُبَاطِئُوهُمْ وَ لَا تُخَالِفُوهُمْ وَ لَا تَغْتَابُوهُمْ وَ لَا تَدَعُوا نُصْرَتَهُمْ وَ لَا مُعَاوَنَتَهُمْ وَ ابْذُلُوا النُّفُوسَ وَ الْأَمْوَالَ دُونَهُمْ وَ الْإِقْبَالَ عَلَى اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ بِالدُّعَاءِ لَهُمْ وَ مُوَاسَاتَهُمْ وَ مُسَاوَاتَهُمْ فِي كُلِّ مَا يَجُوزُ فِيهِ الْمُسَاوَاةُ وَ الْمُوَاسَاةُ وَ نُصْرَتَهُمْ ظَالِمِينَ وَ مَظْلُومِينَ بِالدَّفْعِ عَنْهُمْ (مجلسی، 1403ق:‏71/226و227) حق برادران واجب و فرض است و بايد جان و گوش و ديده و دست و پاي و همه اندام خود را فداي آنها كنيد، آنان دژهاي شمايند كه در سختيهاي دنيا و آخرت بآنها پناه بريد، بر آنها فخر نفروشيد و از آنها دور نشويد، و با آنها مخالفت نكنيد و غيبت آنها را نكنيد و ياري و كمك بآنها را واننهيد و جان و مال خود را براي آنها دريغ نكنيد، و براي دعاء بآنها رو بدرگاه خدا عز و جل آوريد، و با آنها همراهي و برابري كنيد در آنچه رواست، و ياريشان كنيد (مجلسی، 1364: 1/145).

این موارد را می توان از جمله حقوق کلی برادران بر همدیگر دانست ولی آنچه در مورد خویشاوندان بیشتر مورد تاکید امام رضا علیه السلام است مربوط به حسن خلق با بستگان است که از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل می فرمایند: أَقْرَبُكُمْ مِنِّي مَجْلِساً يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَحْسَنُكُمْ خُلُقاً وَ خَيْرُكُمْ‏ خَيْرُكُمْ لِأَهْلِهِ‏  (علی بن موسی، 1406ق: 67) نزديك‏ترين شما به من در روز قيامت، خوش‏خوي‏ترين و مهربان‏ترين آنها نسبت به خانواده‏اش مي‏باشد. و من مهربان‏ترين شما به خانواده‏ام مي‏باشم.

 در روایت دیگری نیز عبارت مشابهی را نقل می کند: وَ بِإِسْنَادِهِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ أَحْسَنُ النَّاسِ إِيمَاناً أَحْسَنُهُمْ خُلُقاً- وَ أَلْطَفُهُمْ بِأَهْلِهِ وَ أَنَا أَلْطَفُكُمْ بِأَهْلِي‏ (علی بن موسی، 1406ق: 67) بهترين مردم از نظر ايمان، خوش‏خوي‏ترين و مهربان‏ترين آنها نسبت به خانواده‏اش مي‏باشد. و من مهربان‏ترين شما به‏ خانواده ام هستم.

امام دفاع از خویشاوندان را تا سر حد مرگ جایز می داند، در این زمینه در روایتی آمده است: عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنِ الرِّضَا ع‏ عَنِ الرَّجُلِ يَكُونُ فِي السَّفَرِ وَ مَعَهُ جَارِيَةٌ لَهُ فَيَجِي‏ءُ قَوْمٌ يُرِيدُونَ أَخْذَ جَارِيَتِهِ أَ يَمْنَعُ جَارِيَتَهُ مِنْ أَنْ تُؤْخَذَ وَ إِنْ خَافَ عَلَى نَفْسِهِ الْقَتْلَ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ وَ كَذَلِكَ إِنْ كَانَتْ‏ مَعَهُ امْرَأَةٌ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ وَ كَذَلِكَ الْأُمُّ وَ الْبِنْتُ وَ ابْنَةُ الْعَمِّ وَ الْقَرَابَةُ يَمْنَعُهُنَّ وَ إِنْ خَافَ عَلَى نَفْسِهِ الْقَتْلَ قَالَ نَعَمْ [قُلْتُ‏] وَ كَذَلِكَ الْمَالُ يُرِيدُونَ أَخْذَهُ فِي سَفَرٍ فَيَمْنَعُهُ وَ إِنْ خَافَ‏ الْقَتْلَ‏ قَالَ نَعَمْ. (کلینی، 1407ق: 5/52 و 53)؛ محمد بن خالد از شخصی روایت می کند كه از حضرت رضا علیه السلام سوال کردم در باره مردي كه مسافرت مي كند و يك کنیزی نيز با خود همراه دارد گروهي به او حمله ميكنند و مي خواهند با زور كنيز جوان را از او بگيرند که آيا مي تواند با آنها مبارزه كند و نگذارد آن زن جوان را از او بگيرند در صورتي كه ميداند اگر مقاومت كند كشته خواهد شد و دزدان از او دست نخواهند كشيد؟ فرمود: آري بايد مقاومت كند. گفتم: اگر زني همراه داشته باشد باز هم بايد مقاومت نمايد؟ فرمود: آري، گفتم اگر مادر و يا دختر و يا دختر عمو و يا زني از خويشاوندان باشد باز هم لازم است از آنها دفاع كند و اگر چه در اين مبارزه و دفاع كشته شود؟ فرمود: آري، گفتم: اگر مالي داشته باشد و بخواهند مال او را از دستش بگيرند بازهم تا سر حد مرگ ميتواند از مالش دفاع كند؟ فرمود: آري. (عطاردی، 1397ق: 747 و 748)

در اندیشه رضوی برخی خویشاوندان حقوق مختص به خود نیز دارند از جمله والدین و فرزندان یا حقوق مربوط به مسائل اقتصادی بستگان که لازم است آنها تبیین گردند:

5. 1. صله ارحام

مهم ترین حقی که خویشان بر انسان دارد صله ارحام است؛ وليد بن ابان مي‏گويد: از امام رضا علیه السلام پرسيدم كه آيا بر عهده شخص در مال خود جز زكات چيزي هست؟ فرمود: «آري، در آنجا كه خدا فرموده است: «وَ الَّذِينَ يَصِلُونَ ...». روي الوليد بن أبان عن أبي الحسن الرضا ع قال قلت له هل علي الرجل في ماله سوي الزكاة قال نعم أين ما قال الله «وَ الَّذِينَ يَصِلُونَ... (رعد: 21) (طبرسی، 1372: 6/ 444)

همچنین امام رضا علیه السلام کمترین میزان صله رحم حداقل به جرعه نوشیدنی از آب می داند و حتی برتر از نوشاندن آب نیز بهترین صله رحم را آزار ندادن آنها می شمارد: عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا ع قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع صِلْ رَحِمَكَ وَ لَوْ بِشَرْبَةٍ مِنْ مَاءٍ وَ أَفْضَلُ مَا تُوصَلُ بِهِ الرَّحِمُ كَفُّ الْأَذَي عَنْهَا. (کلینی، 1407: 2/151؛ ابن شعبه حرانی، 1404ق: 445).

همچنین روایت شده است که برای نیکی به والدین دو سال طی مسیر کردن ارزش دارد و در باره سایر خویشاوندان یک سال فرصت برای رفت و آمد ارزش دارد: سِرْ سَنَتَيْنِ بَرَّ وَالِدَيْكَ سِرْ سَنَةً صِلْ رَحِمَكَ (مجلسی، 1403ق: 71/ 97).

5. 2. نیکی به والدین

اسلام ارزش زیادی برای والدین قائل شده است و در آیات متعددی از قرآن برای احترام به آنها سفارش شده است (البقرة: 83، الأنعام: 151، توبه 23 و 24، الإسراء: 25- 23، مريم: 14، مريم: 32، العنكبوت: 8، لقمان: 14 و 15، الأحقاف: 15)؛ امام رضا علیه السلام نیز در سفارش های متعددی پیروان خود را به این امر راهنمایی کرده است: گاهی از قول پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم نقل می کند که حتی نگاه به چهره والدین عبادت است: النَّظَرُ فِي ثَلَاثَةِ أَشْيَاءَ عِبَادَةٌ- النَّظَرُ فِي وَجْهِ الْوَالِدَيْنِ وَ فِي الْمُصْحَفِ و... (علی بن موسی، 1406ق:90) و گاهی در تفسیر آيه وَقَضَى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلاَهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا (اسراء: 23) کمترین میزان بی احترامی به والدین را گفتن کلمه «اف» می داند: : أَدْنَي الْعُقُوقِ أُفٍّ وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ تَعَالَي شَيْئاً أَهْوَنَ مِنْ أُفٍّ لَنَهَي عَنْه‏ (علی بن موسی، 1406ق:82).

 امام در پاسخ به سوال کسی که در باره نیکی به والدینی سوال می کند که بر مذهب حق نیستند می فرماید: ادْعُ لَهُمَا وَ تَصَدَّقْ عَنْهُمَا وَ إِنْ كَانَا حَيَّيْنِ لَا يَعْرِفَانِ الْحَقَّ فَدَارِهِمَا ( کلینی، 1407ق: 2/159): برايشان دعا كن و از آنها صدقه بده و اگر زنده‏اند و عارف بحق نيستند با آنها مدارا كن.

 در کتاب فقه الرضا نیز درباره نیکی به پدر چنین دستور می دهد: عَلَيْكَ بِطَاعَةِ الْأَبِ وَ بِرِّهِ وَ التَّوَاضُعِ وَ الْخُضُوعِ وَ الْإِعْظَامِ وَ الْإِكْرَامِ‏ لَهُ وَ خَفْضِ الصَّوْتِ بِحَضْرَتِهِ فَإِنَّ الْأَبَ أَصْلُ الِابْنِ وَ الِابْنَ فَرْعُهُ لَوْلَاهُ لَمْ يَكُنْ يُقَدِّرُهُ اللَّهُ ابْذُلُوا لَهُمُ الْأَمْوَالَ وَ الْجَاهَ وَ النَّفْسَ (مجلسی، 1403ق: 71/76 و 77)؛ تو باد فرمان بري از پدر و نيكي به او، و تواضع و خشوع و احترام او، و فرود آواز در حضور او، زيرا پدر اصل پسر است و پسر فرع او، اگر او نبود خدا پسر را مقدر نمي كرد، در راه آنان مال و جاه و جان را فدا كنيد. (مجلسی، 1364: 1/49)

 

5. 3. توجه به تربیت فراگیر فرزندان

والدین به طور معمول اولین کسانی هستند که فرزند در ابتدای زندگی با آنها روبرو می شود و می توان آنها را پناه کودکان محسوب کرد لذا سفارش های ویژه ای نسبت به فرزندان در اندیشه رضوی دیده می شود؛ حتی امام اهمیت والدین را تا جایی می داند که می فرمایند: به فرزندانتان نيكي  و احسان كنيد، زيرا  آنها گمان می کنند شما روزيشان ميدهيد؛ بَرُّوا أَوْلَادَكُمْ وَ أَحْسِنُوا إِلَيْهِمْ فَإِنَّهُمْ يَظُنُّونَ أَنَّكُمْ تَرْزُقُونَهُمْ (مجلسی، 1403ق: 71/ 77)

در احادیث رضوی نیکی به فرزندان مصادیق متعددی دارد از جمله:

الف: نامگذاری به نام نیک؛ امام در این زمینه به نقل از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: هر گاه فرزندي را محمّد نام گذاريد، او را گرامي بداريد و در انجمن‏ها به او گشادگي و وسعت مكان دهيد، و نسبت به او روي ترش نكنيد: إِذَا سَمَّيْتُمُ الْوَلَدَ مُحَمَّداً فَأَكْرِمُوهُ- وَ أَوْسِعُوا لَهُ فِي الْمَجَالِسِ‏ وَ لَا تُقَبِّحُوا لَهُ وَجْهاً (علی بن موسی، 1406ق: 44)

ب: اذان گفتن در موقع تولد: امام در این مساله به سیره عملی پیامبر  اعظم صلی اله علیه و آله و سلم اشاره می کند که در موقع تولد امام حسن مجتبی علیه السلام در گوش او اذان گفت: إِنَّ النَّبِيَّ ص أَذَّنَ فِي أُذُنِ الْحَسَنِ علیه السلام بِالصَّلَاةِ يَوْمَ وُلِد (علی بن موسی، 1406ق: 89)

ج: ختنه کردن؛ که به نقل از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از به ختنه کردن در روز هفتم تولد تاکید می کند: اخْتِنُوا أَوْلَادَكُمْ يَوْمَ السَّابِعِ فَإِنَّهُ أَطْهَرُ وَ أَسْرَعُ نَبَاتاً لِلَّحْم‏ (علی بن موسی، 1406ق: 41)

د: استفاده از شیر مادر؛ امام به والدین سفارش می کند که در باره فرزندان از شیر مادر استفاده کنند که بهترین غذا برای فرزند است: لَيْسَ لِلصَّبِيِّ لَبَنٌ خَيْرٌ مِنْ لَبَنِ أُمِّهِ‏ (علی بن موسی، 1406ق: 50)، همچنین توصیه می کند که از گرفتن دایه های نادان و ضهیف چشم برای شیر دادن به نوزاد استفاده نشود چرا که شیر در (اندیشه و رفتار کودک) تاثیر گذار است: لَا تَسْتَرْضِعُوا الْحَمْقَاءَ  وَ لَا الْعَمْشَاءَ  فَإِنَّ اللَّبَنَ يُعْدِي‏ (علی بن موسی، 1406ق: 50)

البته توجه به کودکان نباید باعث بی توجهی به والدین و سایر خویشاوندان گردد؛ لذا امام در باره نیکی به والدین در کنار نیکی به فرزندان نیز تاکید کرده است: إِنَّمَا سُمُّوا الْأَبْرَارَ لِأَنَّهُمْ بَرُّوا الْآبَاءَ وَ الْأَبْنَاءَ (ابن بابویه، 1378: 2/70)؛ همچنین به مردي فرمود: پدر و مادرت زنده هستند؟ گفت: نه، فرمود: فرزند داری؟ گفت: آري، فرمود: به فرزندت نيكي كن كه در حساب نيكي به والدينت باشد؛ أَنَّهُ قَالَ لِرَجُلٍ أَ لَكَ وَالِدَانِ فَقَالَ لَا فَقَالَ أَ لَكَ وَلَدٌ قَالَ نَعَمْ قَالَ لَهُ بَرَّ وَلَدَكَ يُحْسَبْ لَكَ بِرُّ وَالِدَيْكَ. (مجلسی، 1403ق: 71/ 77)

 سیره عملی امام رضا علیه السلام نیز بیانگر نهایت توجه به فرزند است به طوری که حتی امام جواد علیه السلام را نام صدا نمی کند بلکه با کنیه می خواند که ادب بیشتر را می رساند: أما سلوكه مع ابنائه فقد تميز بأروع الوان التربية الاسلامية خصوصا مع ولده الامام الجواد عليه السّلام، فكان لا يذكره باسمه، و انما كان يكنيه، يقول: كتب إليّ جعفر، كنت كتبت الي أبي جعفر كل ذلك لتنمية روح العزة و الكرامة في نفسه. (شریف قرشی، 1380: 1/29)

 

5. 4. سایر خویشاوندان

نیکی به خویشاوندانی غیر از والدین و فرزندان در احادیث رضوی گاهی نمود پیدا کرده است که اغلب در مورد برادران و خواهران می باشد؛ هر چند امام به صورت کلی به نیکی به برادران مومن و چشم پوشی از آنها تاکید کرده است  (ابن بابویه، 1378: 2/ 174) نگاهی کلی به رفتار امام با خواهرش حضرت معصومه علیهاالسلام بیانگر آن است که بارها از خواهرش حضرت فاطمه معصومه به نيكويي ياد كرده است؛ امام رضا عليه السلام كه در خراسان بود، به خواهرش سيّده طاهره فاطمه معروف به «معصومه» نوشت كه به او ملحق شود زيرا فاطمه سخت مورد توجه حضرت بود و زياد او را دوست مي‏داشت. وقتي نامه به دست فاطمه رسيد آماده سفر شد و به سوي امام به راه افتاد. وقتي به ساوه رسيد مريض شد. پس دستور داد او را به قم كه در ده فرسخي ساوه قرار داشت ببرند و وقتي به قم رسيد، در منزل موسي بن خزرج فرود آمد هفده روز در آنجا ماند، سپس بدرود حيات گفت (شريف قرشي، 1380: 2/550 و 551)؛ اين مساله زماني اهميت دارد كه بدانيم امام به هيچ يك از خويشاوندانش اجازه نداد تا در سفر خراسان وي را همراهي كنند و فقط از همين خواهر خود درخواست مي كند تا به خراسان بيايد؛ البته پس از اينكه خبر رحلت حضرت معصومه عليهاالسلام به قم رسيد حق تكريم را به نهايت رسانده و فرمود: هركس او را زيارت نمايد برايش بهشت است: عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام عَنْ زِيَارَةِ فَاطِمَةَ بِنْتِ مُوسَي بْنِ جَعْفَرٍ علیهما السلام فَقَالَ مَنْ‏ زَارَهَا فَلَهُ‏ الْجَنَّةُ. (ابن بابويه، 1378: 2/267)

همچنین برادرش زید را مورد نکوهش قرار می دهد که به بهانه قیام برخی اصول اسلام را نادیده گرفته بود از جمله اموال دیگران را به ناحق تصرف کرده بود. زيد به شورشي كه ابو السرايا با داعيه محمد بن ابراهيم حسني برپا كرده بود پيوست و از جانب ابو السرايا حاكم ولايت اهواز شد و به سوي اهواز رهسپار گرديد. چون به بصره رسيد كه در دست حاكم عباسي بود، خانه‏هاي بني عباس را آتش زد و از اين جهت به «زيد النار» معروف و ملقّب شد. چون شورش ابو السرايا متوقف گرديد زيد پنهان شد، پس حسن بن سهل او را تعقيب نمود و بر او ظفر يافت و او را زنداني كرد و همچنان در زندان بود تا ابراهيم بن مهدي رئيس آوازه خوانها معروف به «ابن شكله» پيروز شد. پس بغداديان به زندان هجوم بردند و زيد را آزاد كردند و او به مدينه رفت و مردم را به بيعت با محمد بن جعفر فرا خواند. مأمون لشكري فرستاد و شورش را سركوب كرد و زيد اسير شد. وي را به نزد مأمون فرستادند، مأمون به او گفت:اي زيد، در بصره خروج مي‏كني و به جاي اينكه از خانه‏هاي دشمنانمان از بني اميه، ثقيف، غني، باهله و آل زياد آغاز كني، از خانه‏هاي پسر عموهايت- يعني بني عباس- شروع مي‏نمايي و آنها را به آتش مي‏كشي؟ زيد به شوخي گفت: اي امير المؤمنين، اشتباه كردم از هر جهت. اگر بازگردم، اين بار به آنها مي‏پردازم. مأمون خنديد و او را به نزد امام رضا عليه السلام فرستاد و به حضرت گفت: من جرم او را به تو بخشيدم، خوب ادبش كن. زيد را به نزد امام آوردند، امام به او فرمود: واي بر تو اي زيد! تو با مسلمانان بصره كردي آنچه كردي در حالي كه ادعا مي‏كني فرزند فاطمه دختر پيامبر صلّي اللّه عليه و آله هستي. به خدا، پيامبر خدا سخت‏تر از همه مردم نسبت به تو خواهد بود. چون كلام امام به مأمون رسيد، گريست و گفت: اين سزاوار است كه اهل بيت رسول خدا (ص) باشد. (فضل الله، 1382 :176؛ ابن بابویه، 1378: 2/234)

 

5. 5. حقوق اقتصادی خویشاوندان

محسوس ترین چیزی که در ارتباط خویشاوندان به ذهن عموم مردم خطور می کند مسائل مالی و اقتصادی آنهاست، شاید به همین جهت باشد که در آیات متعددی نسبت به اطعام ایتام خویشاوند تاکید شده است: فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ فَكُّ رَقَبَةٍ أَوْ إِطْعَامٌ فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ يَتِيمًا ذَا مَقْرَبَةٍ. (بلد: 11- 15). همچنین برخی از خویشاوندان نسبت به بعضی دیگر در کتاب خدا اولویت دارند: وَأُوْلُواْ الأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللّهِ (انفال: 75) اين جمله راجع به ولايت ارث است كه خداوند آن را در ميان ارحام و خويشاوندان تشريع مى‏كند (طباطبایی، 1374:  9/ 190)

امام رضا علیه السلام به عنوان مفسر واقعی آیات قرآن برخی اشارات در زمینه مسائل اقتصادی خویشاوندان را مطرح کرده است، گاهی تاکید کرده است که نفقه نیکویی بدهید تا بر شما نیکی شود: مَنْ يُحْسِنِ النَّفَقَةَ فَلَهُ حَسَنَة (علی بن موسی، 1406ق: 50) و گاهی تاکید می کند كسي كه نعمت دارد بايد كه بر عيالش در هزينه وسعت بخشد: صَاحِبُ النِّعْمَةِ يَجِبُ أَنْ يُوَسِّعَ عَلَي عِيَالِهِ (ابن شعبه حرانی، 1404ق: 442). حضرت گاهی وارد مصادیق شده و می فرمایند: از سنت نبوی اطعام دادن در موقع ازدواج است: مِنَ السُّنَّةِ إِطْعَامُ الطَّعَامِ عِنْدَ التَّزْوِيجِ (ابن شعبه حرانی، 1404ق: 445) و البته کسی که درباره حقوق اقتصادی خویشاوندان کوتاهی می کند در اندیشه امام به شدت مورد نکوهش قرار گرفته است از جمله در باره کسی که مهریه زنش را به تاخیر می اندازد می فرماید: خداي متعال همه گناهان را مي‏آمرزد، مگر كسي را كه مهريه زن را به تأخير افكند، يا مزد كارگري را پايمال كند و يا انسان آزادي را بفروشد: إِنَّ اللَّهَ تَعَالَي غَافِرُ كُلِّ ذَنْبٍ إِلَّا مَنْ أَخَّرَ مَهْراً أَوِ اغْتَصَبَ أَجِيراً أَجْرَهُ أَوْ بَاعَ رَجُلًا حُرّا(علی بن موسی، 1406ق: 64).

نکته مهم در باره حقوق خویشاوندان آن است که در اسلام، دین بر هر چیزی مقدم است و قرآن تاکید می کند که نباید خویشاوندان بر اسلام مقدم شوند، لذا می فرماید: اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد [زنهار] اموال شما و فرزندانتان شما را از ياد خدا غافل نگرداند و هر كس چنين كند آنان خود زيانكارانند: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ (منافقون:9) بر این اساس نباید منافع فردی را بر منافع دین اسلام ترجیح داد؛ لذا گاهی لازم است بنا به مصالحی برخی حقوق اساسی خویشاوندان برای رسیدن به اهداف عالی تر نادیده گرفته شود، از جمله در سیره عملی امام رضا علیه السلام ملاحظه می شود که وقتی امام عليه السّلام مي‏خواست به خراسان برود، هيچ‏كدام از افراد خانواده‏اش را به همراه نبرد و اين به دليل آن بود بر اين كه اين مسافرت از نظر آن حضرت، هيچ آينده روشني نداشته و سفري از روي اميد نبوده است. از حسن بن علي وشّاء نقل شده كه امام به من فرمود: إنّي حيث أرادوا الخروج بي من المدينة جمعت عيالي فأمرتهم ان يبكوا عليّ حتّي أسمع، ثمّ فرّقت فيهم اثني عشر ألف دينار قلت: أمّا إنّي لا أرجع الي عيالي أبدا (ابن بابویه، 1378: 2/218) موقعي كه مي‏خواستند مرا از مدينه بيرون ببرند، افراد خانواده‏ام را جمع كرده و دستور دادم براي من گريه كنند تا گريه آنها را بشنوم. سپس در ميان آنها دوازده هزار دينار تقسيم كرده و گفتم من ديگر به سوي شما باز نخواهم گشت. چنين برخوردي بي‏ترديد مي‏توانست كساني را كه درك درستي داشتند، به ويژه شيعيان را كه در ارتباط مستقيم با امام بودند متوجه سازد كه امام به اجبار اين مسافرت را پذيرفته است. به طوري كه آن حضرت بعدها اين مسأله را براي ياران نزديك خود بيان فرموده است. از جمله از عبد السلام هروي نقل شده: و الله ما دخل الرّضا عليه السّلام في هذا الأمر طائعا؛  قسم به خدا امام رضا عليه السّلام به ميل خود در اين امر وارد نشد. (ابن بابویه، 1378: 2/141). دلیل این اقدام امام این بود که مأمون برای تحكيم موقعيّت خود و خلافت عبّاسي، دست به اقدام مصلحت‏انديشانه زد و امام را به عنوان ولیعهد خود انتخاب نمود؛ (فضل الله، 1382: 108) هر چند تعدادی از بزرگان بنی عباس با این اقدام مخالف بودند، ولی بالاخره مامون نقشه ولایت عهدی را اجرا نمود و فتنه بزرگی ایجاد کرد که گاهی مورد اعتراض طرفداران امام نیز قرار می گرفت (ابن بابویه، 1378: 2/139) در این فتنه امام از هرکس به مامون آگاه تر و به مقاصد او بیاتر بود لذا در مقابل این فتنه تا جایی که می توانست مقاومت کرد و یکی از این طریق ها این بود که هیچ یک از اعضای خانواده خود را همراهش نبرد.

 

6. معرفی خویشاوندان نمونه و تبیین جایگاه اهل بیت علیهم السلام

امام از هر فرصتی برای تبیین جایگاه صحیح اهل بیت علیهم السلام به عنوان جانشینان واقعی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ارتباط خویشاوندی آنها تاکید می کند و در واقع ضمن معرفی جایگاه ائمه، خاندان نمونه ای را نیز معرفی می کند تا مردم در ارتباط های خویشاوندی از آنها الگو گرفته و به آنها تأسی جویند، شاید این تاکیدها را بتوان قسمتی از تفسیر روایت نبوی أَنَا وَ عَلِيٌّ أَبَوَا هَذِهِ‏ الْأُمَّة (ابن بابویه، 1378:  2/ 85) دانست. از جمله تلاش های امام را می توان در تفسیر و تبیین مصادیق آیات زیر بر شمرد:

6. 1. تفسیر آیه خمس (تعیین موراد مصرف)؛ وقتی از امام در باره موارد مصرف خمس در آيه وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبي‏(انفال: 41) سوال می کنند که خمسی که به خدا می رسد (فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ) به چه کسی می رسد امام در پاسخ می فرمایند: به رسول خدا می رسد و آنچه به رسول می رسد بر امام می رسد؛ هو لرسول الله (صلي الله عليه و آله)، و ما كان لرسول الله فهو للإمام. (بحرانی، 1416ق: 2/690؛ قمی مشهدی، 1368: 5/344).

6. 2. تفسیر آیه مودت خویشان: امام در مجلس مامون در حدیثی طولانی ضمن بر شمردن آیات مربوط به اصطفاء پیامبر، به آیه مودت خویشاوندان و ذی القربای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اشاره می کند که این آیه مختص محمد و آل محمد علیهم السلام است و کس دیگری در آن شریک نیست: و السادسة: قوله عز و جل: قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبي(شوری: 23) و هذه خصوصية للنبي صلي الله عليه و آله إلي‏ يوم القيامة، و خصوصية للآل دون غيرهم (بحرانی، 1416ق: 4/818).

6. 3. معرفی عترت پیامبر علیهم السلام؛ در جلسه ای مامون از حضرت پرسید عترت پیامبر چه کسانی هستند؟ امام علیه السلام در پاسخ فرمودند: کسانی هستند که خداوند توصیف آنها را در کتاب خود با آیه تطهیر بیان کرده و فرموده است: إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً (احزاب: 33)، همان کسانی که رسول خدا در باره آنها فرمود من دو چیز گرانبها در بین شما به یادگار می گذارم: کتاب خدا و عترت اهل بیتم که این دو تا روز قیامت از همدیگر جدا نمی شوند، آنها از شما مردم برتر و عالم تر هستند: الذين وصفهم اللّه في كتابه فقال: إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً و هم الذين قال رسول اللّه صلّي اللّه عليه و آله و سلّم إني مخلف فيكم الثقلين كتاب اللّه و عترتي أهل بيتي، و إنهما لن يفترقا حتي يردا عليّ الحوض و انظروا كيف تخلفوني فيهما أيها الناس لا تعلموهم فإنهم أعلم منكم. (ابن بابویه، 1376: 523؛ طبری آملی، 1383ق: 2/ 228).

6. 4. تفسیر آيه اعطاء فدک؛ از امام رضا علیه السلام نقل شده است که وقتی آیه وَ آتِ ذَا الْقُرْبي‏ حَقَّهُ‏ (اسراء: 26) نازل شده پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فاطمه علیهاالسلام را فراخواند و فرمود: این فدک مختص من است و مسلمانان در آن حقی ندارند و با امر خدا آن را به تو می بخشم، آن را بگیر که مال تو و فرزندان توست: فلما نزلت هذه الآية علي رسول الله (صلي الله عليه و آله) قال: ادعوا لي فاطمة فدعيت له، فقال: يا فاطمة. قالت: لبيك يا رسول الله. فقال (صلي الله عليه و آله): هذه فدك و هي مما لم يوجف عليه بخيل و لا ركاب، و هي لي خاصة دون المسلمين، و قد جعلتها لك لما أمرني الله تعالي به، فخذيها لك و لولدك (بحرانی، 1416ق: 3/521).

6. 5. معرفی ائمه علیهم السلام در مباحث فقهی ارث؛ از امام رضا علیه السلام سوال شد مراد از «الَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمانُكُمْ» در آیه وَ لِكُلٍّ جَعَلْنا مَوالِيَ‏ مِمَّا تَرَكَ‏ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ‏ وَ الَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمانُكُمْ‏ چه کسانی هستند؟ امام در پاسخ فرمودند: إِنَّمَا عَنَي بِذَلِكَ الْأَئِمَّةَ علیهم السلام بِهِمْ عَقَدَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَيْمَانَكُمْ (کلینی، 1407ق: 1/216)، علامه مجلسی در تفسیر این جمله می نویسد: آنچه در اين خبر بيان كرده است كه مقصود از الَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمانُكُمْ‏ ائمه علیهم السلام هستند كه وقتي وارثي نباشد تركه ميت به آنها تعلق دارد مي‏فرمايد: به وسيله ائمه خدا عهد شما را بسته است، يعني عهد ايمان شما را محكم ساخته، عقد عهد سختي و محكم كردن آن است يعني به سبب ولايت ائمه و اقرار به امامت آنها خدا عهد و پيمان ايمان شما را در عالم ميثاق و در دنيا محكم كرده است و اين بيان حاصل معني است و آيه اين طور مي‏شود كه‏ بسته شده پيمانهاي شما به ولايت ائمه يا اينكه بسته شده با بيعت ائمه، چون كه ايمان جمع يمين است و يمين به معني پيمان و قسم آمده و به معني دست هم آمده و به هر دو معني آيه تفسير شده است. (مجلسی، 1404ق: 2/444؛ کلینی، 1375: 2/ 744 و 745).

6. 6. معرفی مصداقی از ارحام که باید حرمت آنها را نگه داشت؛ با توجه به آيه وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ (نساء: 1) مسلمانان از ارحام و خویشاوندان خود در روز قیامت مورد سوال و بازخواست واقع می شوند تاباید حرمت ارحام خود را نگهدارند (طباطبایی، 1374: 4/218) امام رضا علیه السلام مصداقی از ارحام را معرفی کرد و اهل بیت علیهم السلام را جزء خویشاوندانی معرفی می کند که باید حرمت آنها را نگهداشت، امام در این زمینه می فرمایند: رحم آل محمد  که امامند به عرش آويخته و مي گويد: بار خدايا صله كن با هر كه به من صله كند و ببر از هر كه از من ببرد، سپس اين وضعيت بعد از آن در رحم و خويشى با مؤمنان هم جارى است سپس اين آيه را خواند وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ (نساء: 1)؛ إِنَّ رَحِمَ آلِ مُحَمَّدٍ الْأَئِمَّةِ علیهم السلام لَمُعَلَّقَةٌ بِالْعَرْشِ تَقُولُ اللَّهُمَّ صِلْ مَنْ وَصَلَنِي وَ اقْطَعْ مَنْ قَطَعَنِي ثُمَّ هِيَ‏ جَارِيَةٌ بَعْدَهَا فِي أَرْحَامِ الْمُؤْمِنِينَ ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآيَةَ وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ‏ (کلینی، 1407ق: 2/ 156)

 ابن فضال نیز روایت کرده است که از حضرت رضا عليه السّلام شنيدم كه فرمود: هر كس به كسي كه از ما بريده است بپيوندد، يا با كسي كه به ما پيوسته است، قطع رابطه نمايد، يا مدح و ستايش از كسي كند كه بر ما عيب مي‏گيرد، يا گرامي بدارد كسي را كه با ما مخالف است، از ما نيست و ما هم از او نيستيم (ابن بابویه، 1380: 32)؛ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ قَالَ سَمِعْتُ الرِّضَا علیه السلام يَقُولُ‏ مَنْ وَاصَلَ لَنَا قَاطِعاً أَوْ قَطَعَ لَنَا وَاصِلًا أَوْ مَدَحَ لَنَا عَائِباً أَوْ أَكْرَمَ لَنَا مُخَالِفاً فَلَيْسَ مِنَّا وَ لَسْنَا مِنْهُ. (ابن بابویه، 1362: 7).

در باره دوستی با دوستان خدا و دشمنی با دشمنان خدا روایت های دیگری نیز از امام رضا علیه السلام ذکر شده است (مجلسی، 1403ق: 72/ 391)

6. 7. استدلالی فقهی برای معرفی اهل بیت پیامبر علیهم السلام، در یکی از مجالس مامون، امام از استدلالی برای معرفی ارتباط خویشاوندی خود با پیامبر بهره گرفته است که بی نظیر بوده  باعث بُهت همگان است؛ امام در این جلسه که تعدادی از اهل عراق حضور داشتند می فرماید: اگر پیامبر زنده بود و می خواست با دختر یکی از شما ازدواج کند آیا می پذیرفتید؟  گفتند: آری. حضرت فرمود: ولی پیامبر نمی تواند با دختر من یا یکی از دختران نسل من ازدواج کند زیرا در آیه قرآن می فرماید: حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ وَ بَناتُكُمْ وَ أَخَواتُكُمْ (نساء: 23) یعنی نمی توانید با دختران خود ازدواج کنید. این مساله بیان می کند که ما از اهل بیت پیامبر هستیم و شما از آل او نیستید و فقط امت او می باشید؛ عن الريان بن الصلت، قال: حضر الرضا عليه السلام مجلس المأمون بمرو، و قد اجتمع إليه في مجلسه جماعة من أهل العراق، و ذكر الحديث بطوله، إلي أن قال فيه الرضا عليه السلام: «فيقول الله عز و جل في آية التحريم: حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ وَ بَناتُكُمْ وَ أَخَواتُكُمْ‏ إلي آخرها فأخبروني هل تصلح ابنتي أو ابنة ابنتي و ما تناسل من صلبي لرسول الله (صلي الله عليه و آله) أن يتزوجها لو كان حيا؟ قالوا: لا. قال: «فأخبروني هل كانت ابنة أحدكم تصلح له أن يتزوجها لو كان حيا»؟ قالوا: نعم. قال: «ففي هذا بيان أننا من آله و لستم من آله، و إلا لحرمت عليه بناتكم كما حرمت عليه بناتي، لأنا من آله و أنتم من أمته» (بحرانی، 1416ق: 2/ 50)

6. 8. معرفی خانواده الگو؛ امام رضا علیه السلام به نقل از امیر مومنان به معرفی خانواده موفق و نمونه ای پرداخته که در کارها همدل و همراه همدیگرند: پدرم علي بن ابي طالب فرموده:در حفر خندق با فرستاده خدا صلی الله علیه و آ«ه و سلم همراه بوديم، در اين هنگام فاطمه علیها السلام آمد و همراه او پاره ناني بود، آن را به پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم داد. پيامبر فرمود: اين پاره نان چيست؟ فاطمه علیها السلام عرض كرد: گرده‏ي ناني براي حسن و حسين علیهما السلام پختم، بخشي از آن را براي شما آوردم. آنگاه پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: اين اولين غذائي است كه پس از سه روز به دهان پدرت رسيده است؛ وَ بِإِسْنَادِهِ قَالَ عَلِيٌّ كُنَّا مَعَ النَّبِيِّ صلی الله علیه و آله و سلم فِي حَفْرِ الْخَنْدَقِ إِذْ جَاءَتْ فَاطِمَةُ وَ مَعَهَا كِسْرَةٌ «6» مِنْ خُبْزٍ فَدَفَعَتْهَا إِلَي النَّبِيِّ صلی الله علیه و آله و سلم فَقَالَ  النَّبِيُّ صلی الله علیه و آله و سلم مَا هَذِهِ الْكِسْرَةُ قَالَتْ قُرْصاً خَبَزْتُهُ لِلْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ جِئْتُكَ مِنْه‏ (علی بن موسی، 1406ق: 71).

 

 

7. نتیجه

با توجه به شرایط خاص عصر زندگانی امام رضا علیه السلام بررسی روابط خویشاوندان اهمیت ویژه ای پیدا می کند و به طور متقابل بررسي احاديث رضوی مربوط به روابط خويشاوندان به شناخت و آشنایی بیشتر فضاي فرهنگي و اجتماعي عصر آن امام کمک می کند.

خویشاوند به کسی گفته می شود که به واسطه نسبت يا از طرف پدر يا مادر و جز آن به شخص نزديك باشد که شامل پدر و مادر، فرزندان، برادران و خواهران و سایر بستگان از قیبل عموها، عمه ها، دایی ها، خاله ها و... می باشد و خویشاوندان در عرف قرآن و اهل بیت علیهم السلام با واژه هایی همچون رحم (جمع ارحام)، اقرباء، نسب، صهر، عشیره، اهل، آل، رهط، عترت و... به کار رفته است.

در نظر امام رضا علیه السلام ارتباط با خویشاوندان (برای خود فرد یا سایر بستگان) ثمراتی دارد از جمله: زیاد شدن ایمان، زیاد شدن اموال، طول عمر، جلب محبت خانواده، دوستی خدا و بهشت.

قطع ارتباط با خویشان در اندیشه رضوی پیامدهای مختلفی دارد که می توان مهم ترین آنها را چنین عنوان نمود: بی تقوایی، از دست دادن توفیق طاعت پروردگار، شکایت در پیشگاه پروردگار و کسب مالِ نکوهش شده.

حسن خلق با خویشاوندان از جمله مهم ترین حقوق بستگان بر انسان است، همچنین بر حق صله ارحام هر چند بسیار مختصر تاکید شده و در مورد برخی از خویشاوندان حقوق مخصوصی بر عهده انسان نهاده شده است؛ نیکی به والدین، توجه به تربیت فرزندان و توجه به نیازهای اقتصادی خویشاوندان. البته اگر این حقوق با مصالح کلی اسلام در تناقض باشد باید مصالح کلی اسلام را در نظر گرفت، همانگونه که امام خویشان خود را در مدینه تنها گذاشت و به تنهایی به مرو رفت تا جلوی فتنه ولیعهدی مأمون بایستد.

امام رضا علیه السلام از هر فرصتی برای معرفی جایگاه اصیل اهل بیت علیهم السلام به عنوان خویشاوندان نزدیک پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم استفاده کرده و اهل بیت عترت علیهم السلام را به عنوان خانواده الگو در سبک زندگی اسلامی معرفی کرده است.

والحمد لله رب العالمین

 

 

8. کتابنامه

-        قرآن کریم

-        ابن بابویه، محمد بن علی (1362)، صفات الشیعة، تهران: اعلمی، چاپ اول.

-        ــــــــــــــــــــــــــــــــــ (1376)، الأمالی، تهران: کتابچی، جاپ ششم.

-        ــــــــــــــــــــــــــــــــــ  (1378)، عیون اخبار الرضا علیه السلام، تهران: جهان، چاپ اول، 2ج.

-        ــــــــــــــــــــــــــــــــــ  (1380)، صفات الشیعة، ترجمه امیر توحیدی، تهران: زرارة، چاپ سوم.

-        ــــــــــــــــــــــــــــــــــ  (1372)،عيون أخبار الرضا عليه السلام، ترجمه حمید رضا مستفید و علی اکبر غفاری، تهران: صدوق، چاپ اول، 2ج

-        ابن جوزی، سبط (1418ق)، تذکرة الخواص، قم: منشورات شریف الرضی، چاپ اول.

-        ابن شعبه حراني، حسن بن علي (1404ق)،تحف العقول‏ عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، تحقیق: علی اکبر غفاری، قم: جامعه مدرسين‏، چاپ دوم

-        ابن منظور، محمد بن مکرم (1414ق)، لسان العرب، بیروت: دار صادر، چاپ سوم، 15ج.

-        بحرانی، هاشم (1416ق)، البرهان في تفسير القرآن، تهران: بنیاد بعثت، چاپ اول، 5ج.

-        جزائری، نعمت الله بن عبد الله (1427ق)، ریاض الابرار فی مناقب الائمة الاطهار، بیروت: موسسة التاریخ العربی، چاپ اول، 3ج.

-        جعفریان، رسول (1381)، حیات فکری و سیاسی ائمه علیهم السلام، قم: انصاریان، چاپ ششم.

-        حرعاملی، محمد بن حسن (1409ق)، تفصیل وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة، قم: مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، چاپ اول،0 ج.3

-        حمیری، عبدالله بن جعفر (1413ق)، قرب الإسناد، قم: موسسة آل البیت علیهم السلام، چاپ اول.

-        دهخدا، علي اکبر (1377)، لغت نامه دهخدا، تهران: موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، چاپ دوم، 16ج.

-        راغب اصفهانی، حسین بن محمد (1412ق)، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق صفوان عدنان داودی، دمشق/بیروت: دارالعلم/دارالشامیه، چاپ اول.

-        زمخشری، محمود (1407ق)، الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل، بیروت: دار الكتاب العربي، چاپ سوم، 4ج.

-        شریف قرشی، باقر (1380)، حیاة الامام الرضا علیه السلام، قم: سعید بن جبیر، چاپ دوم، 2ج.

-        طباطبایی، محمد حسین (1374)، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه محمد باقر موسیوی همدانی، قم: دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، 20ج.

-        طبرسی، فضل بن حسن (1372)،مجمع البيان في تفسير القرآن، تهران: ناصر خسرو، چاپ سوم، 10ج.

-        طبرى آملى، محمد بن أبي القاسم (1383ق)، بشارة المصطفى لشيعة المرتضى( ط- القديمة)، نجف: المكتبة الحيدرية، چاپ دوم: 2ج.

-        طریحی، فخرالدین (1375)،مجمع البحرین، تحقيق: احمد حسيني، تهران، کتابفروشی مرتضوی، چاپ سوم، 6ج.

-        عطاردی، عزیز الله (1397ق)،اخبار و آثار حضرت امام رضا عليه السلام‏ (ترجمه مسند الامام الرضا عليه السلام)، تهران: کتابخانه صدر، چاپ اول.

-        ــــــــــــــــــــــــــــ (1406ق)، مسند الامام الرضا ابی الحسن علی بن موسی الرضا علیهماالسلام، مشهد: آستان قدس رضوی، چاپ اول، 2ج.

-        علی بن موسی، امام هشتم علیه السلام (1406ق)، صحيفة الإمام الرضا عليه السلام‏، تحقیق محمد مهدی نجف، مشهد: کنگره جهانی امام رضا علیه السلام،چاپ اول.

-        غفاری، علی اکبر (1369)، دراسات في علم الدراية، تهران: جامعة الامام الصادق علیه السلام، چاپ اول

-        فراهیدی، خلیل بن احمد (1410ق)، کتاب العین، قم: هجرت، چاپ دوم، 9ج.

-        فضل الله، محمد جواد (1382)، تحلیلی از زندگانی امام رضا علیه السلام، ترجمه محمد صادق عارف، مشهد: بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی، چاپ هفتم.

-        قرشی، علی اکبر(1371)،قاموس قرآن، تهران: دار الكتب الإسلامية، چاپ ششم، 7ج.

-        قمي مشهدي، محمد بن محمدرضا(1368)،تفسير كنز الدقائق و بحر الغرائب، تهران: سازمان چاپ وانتشارات وزارت ارشاد اسلامي، چاپ اول، 14ج.

-        کلینی، محمد بن یعقوب (1407)، الکافی، تهران: اسلامیه، چاپ چهارم، 8ج.

-        ـــــــــــــــــــــــــــــــــ  (1375)، اصول الکافی، ترجمه محمد باقر کمره ای، قم: اسوه، چاپ سوم، 6ج.

-        مازندراني، محمد صالح بن احمد (1382ق)، شرح الکافی، تهران: المکتبة الاسلامیة، چاپ اول، 12ج.

-        مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی (1364)، آداب معاشرت، ترجمه ج 71 و 72بحار الانوار، ترجمه محمد باقر کمره ای، تهران: اسلامیه، چاپ اول، 2ج.

-        ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ (1403ق)، بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار علیهم السلام، بیروت: دار احیاء التراث العربی، چاپ دوم. 111 جلد.

-        ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ (1404ق)، مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، تهران: دار الكتب الإسلامية، چاپ دوم، 26ج.

 


برچسب‌ها: امام رضا علیه السلام, خانواده, سبک زندگی
+ نوشته شده توسط احد داوری در ۱۳۹۵/۰۴/۰۸ و ساعت 7:12 |